بودن در اکنون - زندگی در لحظه حال

فیلم شماره ۷ از ۹۱ تکنیک مدیریت زمان و برنامه ریزی – چطوری از زندگی بیشتر لذت ببریم؟ ثبت تجربه های جدید

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

شما در قسمت ۶ از برنامه ۹۱ تمرین و تکنیک مدیریت زمان هستید، دوره‌ای که هر روز یک فیلم رایگان و یک تکنیک مدیریت زمان معرفی می‌کنم. امروز روز ۷م این تمرینه و قصد دارم درباره‌ای این صحبت کنم که چطوری میشه از زندگی بیشتر لذت برد؟ چرا دوره‌ی کودکی دیر می‌گذره و سنین بالا عمر همینطوری برای خودش می‌گذره؟ چطوری بیشتر شاد باشیم؟ پاسخ یک کلمه‌ است: تجربه‌های بیشتر در طول زندگی.

بودن در اکنون - زندگی در لحظه حال

بریم با هم این تمرین را ببینیم.

تمرین و تکنیک روز هفتم – گسترش عرض زندگی با تجربه‌های بیشتر

مدیریت زمان یعنی تلاش برای استفاده بهتر از فرصت زندگی.

به نظر شما چرا حجم خاطرات دوران کودکی زیاده اما به مرور از اونها کم میشه؟ چرا شدت و اوج لذت‌های دوران کودکی – نوجوانی و ابتدای جوانی بالاست اما به مرور کمتر و کمتر میشه و ما مثل قبل لذت نمی‌بریم وشاد نمی‌شیم؟

تکنیکی برای مدیریت زمان یک کار یا برنامه‌ریزی برای انجام یک سلسله از کارها نیست. درواقع یک منش یک شیوه‌ی فکر کردن و رفتار هست که باعث میشه کیفیت کل زندگی شما افزایش پیدا کنه

قصه اینه که تعداد تجربه‌های آدم‌ها در سنین پایین در واحدهای زمانی خیلی زیاده. مثلا یه کودک ساعتی ۲ بار واقعا تعجب می‌کنه از چیزی که می بینه و یاد می‌گیره.

راه حلش اینه که تعداد تجربه‌های جدید را باید افزایش بدید. حالا نیازی نیست پاشی بری قطب شمال پنگوئن ببینی بگی وای چقدر جالب، ندیده بودم! نه توی زندگی عادی عادت‌ها و روتین‌های خودتون رو بشکنید. مثلا

  • ساعتی که همیشه به دست ِ چپ بسته میشه رو به دست راست ببندید
  • غذا خوردن کلی تنوع داره چه برای درست کردن چه موقع خوردنش، من خودم گاهش دست‌های خودم رو می‌شورم و غذام رو با دست می‌خورم
  • فیلم ترسناک ندیدی بشین ببین – موسیقی اصیل سنتی ایران رو نشنیدی یه بار بشین یه کنسرت ۲ ساعتی رو نگاه کن
  • یه کاری هم میشه کرد اینه بری زندگینامه بخونی (من خیلی اینکارو پیشنهاد می‌کنم) مثلا بری ۵۰ زن موفق ایران و جهان  رو بشناسی و درموردش بخونی. با ۵۰ تاجر ایرانی – یا ۵۰ شخصیت سیاسی. یه پروژه‌ی شخصی برای خودت تعریف کنی و در خلوت خودت بخونی
  • توی رانندگی همیشه از یه مسیر مشخص میری و میای – یه مسیر جدید برای خودت پیدا کن
  • یه ورزش یا تمرین جدید شروع کن – مثلا یوگا ببین چیه اینطوری میشینن و تکون نمی‌خورن فازشون چیه؟
  • یه مقدار به خودت نگاه کن – ببین ایرادی داری که متوجهش نیستی! ببین می‌تونی خودت رو تماشا کنی و در خلوت خودت، ایرادات و نقاط مثبت خودت رو کشف کنی…
  • با آدم مذهبی رفیق نبودی – یه دونه پیدا کن ببین چه دنیایی دارن – با آدم‌هایی که خیلی باهات تفاوت دارن یه دونه پیدا کن و تلاش کن ببینی می‌تونی دنیای اون‌ها و اولویت‌ها و نظام ارزش‌های اونها رو کشف کنی (بدون اینکه قضاوت کنی – بدون اینکه بخواهی تغییری ایجاد کنی فقط تماشاگر محض باش)
  • زندگینامه‌ی خودت رو شروع کن به نوشتن. سعی کن توی ۲۰۰ برگ A4 یه گزارش جامع و کامل از خودت بنویسی
  • شاید لازم باشه با خانواده دوباره آشتی کنیم وطرحی نودراندازیم – مثلا من یه فنجون تازه خریدم که هر روز دوبار توش چای و دمنوش می‌ریزیم و می‌خوریم و باهم یه ربع ۲۰ دقیقه حرف می‌زنیم بعد هرکی میره سراغ کارش
  • به تعداد آدم‌هایی که می‌شناسی و باهاشون در ارتباط هستی نگاه کن، سعی کن ماهی دو سه نفر آدم جدید پیا کنی و باهاشون گپ بزنی. لازم نیست تو خیابون پیدا کنی. پیج‌های خوب رو بگرد و آدم درست حسابی از نظر خودت رو درخواست بده که نیم ساعتی آنلاین گپ بزنیم
  • یه کتابی بود به نام دوستی با طبیعت که من تکنیک‌هاش رو واقعا دوست دارم و انجام میدم. می‌گفت توی پارک یا توی خونه گیاهان خونه رو با چشم‌های بسته لمس کنید برگی از اون‌ها رو بشکنید و حسابی بو کنید.

همه‌ی این‌ها می‌تونه زندگی جدیدی برای تو رقم بزنه… کیفیت زندگی تو رو افزایش بده. تعداد تجربه‌های که در هر روز کسب می‌کنی رو افزایش بده در نتیجه زندگی شادتری خواهی داشت. مدیریت زمان یعنی تلاش برای استفاده‌ی بهتر از فرصت زندگی.

دیدن این فیلم از یوتیوب

اگر فیلم بالا به هر دلیلی منتشر نشد، می‌توانید از این قسمت و از کانال یوتیوب من این فیلم را مشاهده کنید:

تجربه‌ای پیشنهادی داری کامنت بنویس

پیشنهاد من این است که اگر می‌توانید زیر همین پست کامنت بنویسید. همین الان فکر کنید که بزرگترین مصداق‌ها و مثال‌ها در زندگی شخصی شما در مورد پارکینسون و کش آمدن کارها چیست؟

زیر همین پست بنویسید. این نوشته هم به شما کمک می‌کند ذهن‌تان را منظم کنید و هم دیگران با خواندن نظرات شما، می‌توانند یاد بگیرند.

متن کامل صحبت هایم در این فیلم کوتاه چه بود؟

یک تعریفی من دارم درباره‌ی مدیریت زمان که میگم مدیریت زمان یعنی استفاده بهتر از فرصت زندگی. این تعریف باعث میشه جدا از اون تکنیک ها، جدول ها و برنامه‌ریزی هایی که داریم برای داشتن زندگی خوب بریم به این سمت که چطور زندگی بهتری داشته باشیم در‌کل در طول بازه زمانی مثلا ۳۰ ساله یا نیم قرن چطور بهتر زندگی کنیم.

چرا دوره‌ی کودکیمون زمان آهسته‌تر میگذشت

اجازه بدین سوالم رو اینطور بپرسم چرا دوره‌ی کودکیمون زمان آهسته‌تر میگذشت، روزها انگار طولانی‌تر بود.

لذت خیلی بیشتری میبردیم و تجربه‌های بیشتری کسب میکردیم. چرا اینطور شد؟ دوره‌ی نوجوونی، ابتدای دوره‌ی جوونی هم همینطوره، یک مقدار کمتر میشه و آهسته آهسته اون روال عادی زندگی و روزمرگی که شروع میشه حجم این مقدار از شادی ها پایین میاد! لذت های زندگی کاهش پیدا میکنه. چرا؟ حالا اینم بگم دوره‌ی پیری ما کلا به یک دوره‌ی روزمرگی یا روز مردگی مبتلا میشیم و نهایتاً از زندگیمون لذت نمیبریم. چرا؟

کارشناسان و روانشناسان در موردش میگن که ما تعداد تجربه‌ها، حجم تجربه‌ها و نوع تجربه‌هامون در واحدهای زمانی مشخص مثلا یک ساعت، نیم روز، یک روز در دوره‌ی کودکی، نوجوانی و ابتدای جوانی خیلی بیشتر هست ما تجربه‌های جدید، ریسک های بیشتری توی زندگی انجام میدیم اما یواش یواش عادت میکنیم به زندگی و همه چی برای ما تکراری میشه و در نتیجه دچار روزمرگی میشیم. بچه‌های اطرافتون رو نگاه کنید بچه‌های توی خونه یا بچه‌های فامیل یا بچه‌هایی که توی کوچه میبینید، با کوچکترین چیزها تعجب میکنن و چشماشون وا میشید و میگن وای! این چیه، اون چیه، اینو بگو، اونو توضیح بده. میگن مامان میشه به این دست بزنم، این کارو انجام بدم و مصرانه میخوان اون کارو انجام بدن. که ما در دوره‌ هایی که بزرگتر میشیم یا تجربه کردیم عادی شده یا دیگه از چشممون افتاده و بی توجه شدیم نسبت به اونها.

حالا راه حلش چیه؟

(من البته چرا این موضوع رو میگم؟ میخوام بگم که این یک تکنیک برای انجام یک کار کوچک نیست! یک منش هست، یک سبک زندگی هست، یک شکلی از زندگی و زیستن و بودن است که کیفیت زندگی و حجم تجربه‌های شمارو به شدت افزایش میده! لذت میبرید از زندگی و دیگه‌مهم نیست تو چه سالی هستید، تو چه سنی هستید، تو کدوم موقعیت جغرافیایی زندگی میکنید، چه مشکلاتی دارید هیچکدوم‌ و هیچکدوم نمیتونه دیگه تمام زندگی شمارو تلخ بکنه یا تحت شعاع قراره بده.

این شکل از بودن ساده است و اون افزایش تجربه‌های روزانه است. یعنی چی؟ یعنی شما هر روز و هر ساعت تجربه‌ی جدیدی کسب کنید که قبلاً نداشتید یا ساده از کنارش رد شدید و حواستون بهش نبوده!

سخت نگیر

حالا لازم نیست پاشید برید قطب شمال پنگوئن ببینید و تعجب کنید که اوه یس من ندیده بودم از اینا ای وای چقدر جالبه! پس روز خوبیه برام امروز پنگوئن دیدم. خب من که هروز نمیتونم یک پنگوئن یک گونه‌ی جانوری بهت نشون بدم و تو تعجب کنی و حس خوبی داشته باشی اصلاً امکان پذیر نیست! قصه اینکه ما در روزمرگی هامون، توی زندگی روزانه  این تجربه ها رو ثبت کنیم. و اینها رو وارد زندگی خودمون کنیم مثلاً ساعتی که به دست چپ میبندی رو برداری و خیلی ساده به درست راستت ببندی یک روز دست راستت باشه و یا ساعت و حلقه اینطور باهم میتونه باشه.

مثلا من خودم این تجربه‌رو انجام خود و غذا پختنه یک مسیر جداییه که دنیای تنوع توشه اصلا خود غذا پختنه حال آدمو خوب میکنه و اگر تجربه نداشتید تجربه کنید، خود اون تجربه متفاوت باشه یا غذا خوردن. من خودم جزو اون دسته از آدمایی هسم که دستمو میشورم و با همون دست غذا رو میخورم.

یهو ذهنم میره به اون دوران کودکی که مادرم با دستش غذا میذاشت تو دهنم به همین سادگی.

فیلم ترسناک ندیدی یبار بشین و ببین تهش فیلم اره هست ولی ببین. موسیقی اصیل، موسیقی خیلی خوب نشنیدی بشین یکی از کنسرت هارو از اینترنت پیدا کن یا سی‌دی شو بخر یا تهیه کن و بشین دو ساعت زل بزن به این گروه به این ارکست، به این گروه موسیقی و این موسیقی رو بشنو؛از این پیش درآمد تا اون شوری که در موسیقی‌ها وجود داره.

یک راه دیگه وجود داره که شما با آدم های دیگه با زندگی نامه‌های دیگه آشنا بشید، من به شدت توصیه میکنم و توی دوره هام میگم زندگی نامه بخونید. مثلاً برگردی بگی ۵۰ تا تاجر برتر ایران تو صدسال کی بود بری زندگینامه شونو بخونی، یا ۱۰۰ زن موفق ایران و جهان در طول تاریخ، در ۲۰۰ سال گذشته چه کسانی بودن و بری راجبشون بخونی.

یا اگر پزشکی میخونی بری و ببینی ۵۰ تا پزشک متخصص چه کسانی بودن و چرا نوبل گرفتن و یا چه خدماتی رو ارائه دادن برید و زندگی نامه‌شونو بخونید یا ورزشکارها یا خبرنگارها یا هرچی که هست…

آشنایی با این زندگی‌ها میتونه حال آدم رو خوب بکنه و هرروز( یک عه چقدر جالب! عه اینو نمیدونستم! عه اینو نگاه) اصلاً این شکل ورود اطلاعات دنیای شمارو عوض میکنه.

یا مثلاً میتونی تو اینستاگرام یا شبکه‌های اجتماعی بگردی و آدم باحالا رو پیدا کنی و با حفظ پروتکل دعوتشون کنی به یک چای، یک شام یا ناهار قرار بزاری و باهاشون آشنا بشی. اگه نمیتونی باهاشون ویدئو کال بگیر، یا تماس تصویری باهاشون بری و صحبت کنی.

چند مثال ساده از زندگی خودم

من یکی از کارهایی که خودم انجام میدم و دوستش دارم پیاده روی خلاقانه‌ هستش توی سایتم دارم پیاده‌روی خلاقانه (پیاده روی خلاقانه.) و مثلاً یک روز گوشی نمیبرم و به صداها در پیاده روی گوش میکنم یک روز میرم و عکسبرداری میکنم، با موبایل عکس میگیرم از مسیر پیاده روی.

یک روز میرم یک جای دیگه اسنپ و میگیرم و نقشه شهرو هی میچرخونم و میچرخونم تا به یجا میوفته و از خونه میرم اونجا و پیاده میشم و ۲ ساعت پیاده روی میکنم. فیلم هاشم تو سایت هست ببینید.

یا مثلاً یک کاری که من چند وقت پیش انجام دادم اینکه تو هر شهری که هستید برید یک شب تو مسافرخونه‌ها بخوابید (که البته الان تو دوران کرونا سخته) اسمشم گذاشته بودم مسافر خانه گردی. مثلاً پنجشنبه، جمعه‌ها میرفتم تو یکی از مسافرخونه ها یا هتل ها میخوابیدم یکی از گزارش هاش هم هست دوست داشتید بخونید.

مثلاً یک تمرین جدید شروع کنید ببینید این یوگا چیه که میشینن و یک ساعت همینطور نگاه میکنن! چکار میکنن؟ فازشون چیه؟ برو تست کن. ببین حالت خوبه، حالت بده، مسخره‌س، باحاله چیه! برو تست کن.

دیگه چی؟

یکی از اتفاقات جالبی که میتونه بیوفته اینکه کشف خودمون رو انجام بدیم! درونگردی کنیم، درون خودمون رو ببینیم. عیب‌ها یا نقاط قوت خودمون رو پیدا کنیم. خودمون رو از نو بشناسیم مقاومت نداشته باشیم که نه من هیچ عیبی ندارم! یا من خیلی بدبختم و تمام عیب های عالم به من میچسبه نه! از نو نگاه کردن به خود لذت ببریم. این نگاه هم از اون نوع نگاه‌های خیلی خوب هست که خیلی خیلی حال مارو میتونه خوب کنه، ضعف هامون رو پوشش بده.

در همین راستا هم میتونی زندگی نامه خودتو بنویسی مثلاً ۲۰۰ تا برگه آچار بزار جلوی خودت و با خودکار یا تایپ کردن هرطور راحتی شروع کن به نوشتن از کودکی، حادثه‌های خوب، بد این فراز و نشیب هارو مکتوب کن و مثلاً وقتی تو در یک یا دو ماه شروع میکنی به نوشتن اون یکی دوماه یک شکل دیگه‌س چون یک تجربه‌ی جدید وارد زندگی شما شده و من پیشنهاد میکنم امتحانش کنید.

و حتی بعضی وقتها من یک کتابی بود که چگونه با طبیعت صمیمی شویم میگفت این گلهای خونگی یا پارک و یا بیرون میبینی یا درخت ها یدونه از برگ هاشو بکَن و اونجایی که کنده شده رو بو کنید و خود برگ رو خورد کنید و بو کنید و تو دستتون باشه و یا تو دستتون له کنید. با طبیعت با زبری‌ یا نرمی‌ش حالا گل باشه یا درخت باشه خود این تاچ کردنه، بو کردنه و تو دستمون نگه داشتنش یک تجربه‌س ما خیلی از وقتها از کنارشون ساده رد میشیم و دیگه تجربه نمیکنیم، اصلاً طبیعت رو تجربه نمیکنیم.

من یکی از کارهایی که عاشقشم اینکه به غروب نیم ساعت نگاه کنم و یک چای به خودم میریزم و غرق غروب میشم.

و نگاه میکنم و نگاه میکنم تا تاریکی کامل بشه. بینهایت لذت بخشه و آرامش بخش، خودش یک کلاس یوگاست! خیلی وقته ما غروب رو ندیدیم و یا طلوع خورشید صبح و ندیدیم.

و من پیشنهاد میکنم اینکارهای کوچک و ارزان رو انجام بدین. میگم این یک سبک زندگی هست یک شکل بودنه.

این شکل از بودن، تمام کیفیت زندگیتو یکجا جابجا میکنه، بلاشک جابجا میکنه و قصه اینکه هرچقد بیشتر تلاش کنید تعجب کنید هرچقد اتفاقات جالبی برای خودت رغم بزنی اون روزها برات بهتر میگذره.

لطف میکنی اگر تجربه‌های جدید، ساده و ارزون و دم دستی خودتو با ما به اشتراک بزاری و برای ما بنویسی. اینها میتونه برای بقیه بچه‌ها و من هم یک درس باشه کلی نکته داشته باشه که ازش یاد بگیریم و ما هم توی زندگیمون استفاده کنیم.

مدیریت زمان یعنی تلاش برای استفاده‌ی بهتر از فرصت های زندگی.

سجاد سلیمانی

حالا یکجا کار هست، یکجا خود زندگی هست، یکجا یادگیری زبان هست، راه اندازه بیزینس هست، یکجا شاد بودن.

این ویدئو یک مقدار طولانی شد. اما خوشحالم که تونستم این ایده و این‌ تکنیک و این تمرین رو برای شما معرفی کنم. لطفا اجرای این ایده‌ها رو به تاخیر نیندازید و از همین حال شروع کنید و در اکنون زندگی کنید.

برگشت به صفحه اصلی ۹۱ تکنیک مدیریت زمان

امیدوارم امروز فقط به این تکنیک پایبند باشید و فردا به سراغ ِ تکنیک دوم بروید.

هر زمانی این تکنیک انجام شد، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید تا به صفحه‌ی اصلی ۹۱ تکنیک مدیریت زمان بروید:

مطالب مرتبط

مجموعه نوشته‌های من با عنوان زندگی در اکنون بهترین پیشنهادی است که عنوان مطلب مرتبط می‌توانم به شما بدهم..

لحظه حال – اکنون

لیست ۹۱ تمرین و تکنیک مدیریت زمان

در اینجا می‌توانید مابقی تمرین‌ها و تکنیک‌ها را مشاهده کنید.

پیشنهاد جدی من این است که هر روز فقط و فقط یکی از این تمرین‌ها و تکنیک‌ها را مشاهده کنید و انجام دهید. در عجله کردن برای دیدن آنها، طمع نکنید که هیچ سودی برای شما ندارد.

لطفا به این مطلب امتیاز دهید 🙂
[Total: ۰ Average: ۰]

One thought on “فیلم شماره ۷ از ۹۱ تکنیک مدیریت زمان و برنامه ریزی – چطوری از زندگی بیشتر لذت ببریم؟ ثبت تجربه های جدید

  1. فاطمه says:

    رفتن به تره بار و حتی خرید نکردن… کاشتن گل و گیاه
    دیدن عکس و فیلم شهربازی های خفن دنیا
    خوردن بستنی تو پارک محله مون
    نشستن تو بالکن خونه و خوردن چای و..
    داشتن وبلاگ و نوشتن تجربه روزانه و با هرزبونی که دلت میخواد
    دیدن کارتون های قدیم
    درست کردن کارت پستال
    خریدن گل سر های کوچولو برای بچهای فامیل
    گوش دادن اهنگ های شاد البته من دوست ندارم به شکل عادتم در بیاد.

    درست کردن بسته های کوچک یا خریدن هدیه کوچک به مناسبت اعیاد مختلف و پخش کردن بین اقوام و یا دوستان و یا مردم

    پختن نذری حتی برای ۱نفر

    کوچه های محله رو گشتن و نگاه کردن به بناهای مختلف خونه ها

    فعلا همینا یادم میاد …😊

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.