فیلم: باشو، غریبه کوچک – شاهکاری در سینمای ایران۱ min read

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

فیلم باشو، غریبه کوچک به کارگردانی آقای بهرام بیضایی را دیدم. فوق‌العاده بود. بسیار لذت بردم. فیلمی که در سال ۱۳۶۴ ساخته شده و همچنان عنوان‌دار یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است.

درباره‌ی فیلم

تماشای این فیلم می‌تواند برای ما آدمیزادها که همواره بین «من» و «دیگری» دیوارهایی از جنس محل تولد، رنگ پوست، لهجه، دین و زبان و… می‌کشیم، مفید و موثر باشد. درکِ مفهوم «دیگری» در این فیلم بسیار عمیق و جدی رخ می‌دهد. چگونه انسان‌ها در جوامع خودشان، از پذیرش غریبه‌ها ناتوان هستند. به ویژه برای این روزهای ایران ِ عزیز و ساکنان آن مفید است:
اول به خاطر آنکه ما دور خودمان دیوار کشیده‌ایم و با دنیا قطع رابطه کرده‌ایم. برای ما که هیچ کدام از شهرهایمان بین‌المللی نیستند و آدم‌های سایر ملل ساکن نشده‌اند، درکِ پذیرش کنار آمدن با آدم‌های دیگر، از فرهنگ‌ها و آموزه‌های مختلف می‌تواند با این فیلم مفید باشد. (هرچند در زمان ساخته شده این فیلم و حتی امروز، سر و ته کشور، غرب و شرق کشور همچنان تفاوت‌های عمیقی دارند. تعبیر زیبایی که آن را “هویت موزاییکی” می‌نامد.)
دوم هم به خاطر مشکلات بزرگ ایران است، آب، بحران بیکاری، سیاسی و درگیری ما با قدرت‌های جهانی که شاید باعث شود ما روزی مجبور شویم به صورت میلیونی از گوشه‌ای از کشور به گوشه‌ای دیگر پناه ببریم. می‌دانم ناامید کننده به نظر می‌رسد، اما می توان از امروز برای روزهای بحرانی تمرین کرد و آموزش دید.

بهرام بیضایی کارگردان فیلم، ایده اولیه این فیلم را حاصل سفرهای متعدد خود در سالهای جنگ به شمال کشور معرفی کرده و گفته است:

با مشاهده آوارگان جنگ که از جنوب کشور آمده بودند از خود می پرسیدم چگونه یک جنوبی می تواند با مردم شمال ارتباط برقرار کند در حالی که زبان و لهجه یکدیگر را متوجه نمی شوند.

به نادانی جماعت هم می‌شود پی‌برد. سن و سالی که در یک محیط بسته بدون ارتباطات و تعامل و مطالعه و جهان‌بینی بوده باشد، همچون کودک یا دیوانه‌ای است که بر اساس غرایض (خشم، تعجب، شادی، ترس و….) رفتار می‌کند و نمی‌توان به این ریش یا گیسو سفیدها تکیه‌ی فکری داشت. به ویژه اگر این دسته از آدمیزاد، دور هم جمع شوند، تلاش خواهند کرد بقیه را خوردکنند و به شکل خودشان در آورند.

همچنین بد نیست یادی کنیم از سرنوشت بازیگر نوجوان فیلم ِ باشو که موقع ضبط گزارش‌های مربوط به او چهل ساله بوده و دکه‌ای در گوشه‌ای اهواز داشته است:

خیلی دوست دارم فیلم دیگر بازیگر بسیار عالی این فیلم (یعنی سوسن تسلیمی + ) را به عنوان: چریکه تارا و همچنین مرگ یزدگرد برایتان معرفی کنم. امیدورام به زودی این کار اتفاق بیافتد و در لیست فیلم‌هایم قرار بگیرد.

در ادامه می‌توانید نسخه‌ی کاملی از این فیلم را از سرور آپارات مشاهده کنید.

مشاهده فیلم کامل باشو غریبه‌ای کوچک

.

معرفی فیلم‌های برتر ایران و جهان

من تلاش کرده ام به مرور برخی از بهترین فیلم‌های تاریخ ایران و جهان را ببینم و برای دوستان و زمان جویان عزیزم منتشر کنم. اکر علاقمند هستید به آدرس زیر بروید و همه‌ی فیلم‌های معرفی شده‌ام را ببینید:

معرفی بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران و جهان
https://sajadsoleimani.com/film-therapy/

نگاهی به فیلم «باشو غریبۀ کوچک»

این متن را دکتر مهدی تدینی با عنوان «کشتزار و نیش گراز» در کانال تلگرامی خودش منتشر کرده بود که عینا اینجا می آورم:

از آسمان بمب‌ می‌بارد، خانه‌ ویران می‌شود و پدر و مادر زیر آوار جان می‌بازند… پسر هراسان می‌دود، از انفجارها می‌گریزد، خود را به جاده می‌رساند، پشت کامیونی پنهان می‌شود و کامیون در دل جاده‌ها به جایی دور می‌رود. پسر ترس‌خورده و رنجور به خواب می‌رود و وقتی چشم می‌گشاید به جهان دیگری رسیده است…

این آغاز یکی از فیلم‌هایی است که بی‌تردید یکی از بهترین آثار سینمای ایران است: «باشو غریبۀ کوچک»، ساختۀ بهرام بیضایی. فیلم در ۱۳۶۴ ساخته شد و پس از پنج سال توقیف در ۱۳۶۹ اکران شد. فیلم «باشو» در برخی از نظرسنجی‌ها یکی از بهترین آثار بهرام بیضایی یا حتی بهترین اثر سینمای ایران شناخته شده است، اما تشخیص این «ترین‌ها» کار دشوار و مناقشه‌برانگیزی است. به جای آن می‌توان گفت فیلم «باشو غریبۀ کوچک» یکی از آثار ملی‌گرایانۀ سینمای ایران است.

دو انسان به طور کاملاً تصادفی با یکدیگر روبرو می‌شوند؛ باشو و نایی‌جان. این دو هیچ شباهتی به هم ندارند. نه خاستگاه مشترک، نه زبان مشترک، نه نیاکان مشترک، نه خاطرات و گذشتۀ مشترک… هیچ؛ هیچ ریسمانی آن‌ها را به هم پیوند نداده است مگر «راه»… «جاده‌ای» که پسرک را از جنوب به شمال آورده است. جاده‌هایی درون مرزهایی مشترک. زن ابتدا به پسر چنان می‌نگرد که انگار موجودی غیرانسانی است، انگار از دنیای دیگری آمده است، سیه‌چرده است، حرف نمی‌زند، زبانش را نمی‌داند. انگار دری پنهان به دنیایی ناپیدا گشوده شده و این پسربچه به این دنیا پرتاب شده و حالا هر چه می‌گردد درِ بازگشت به دنیای خود را نمی‌یابد. تنها چیزی که از دنیای پیشینش همراه اوست، روح مادرش است که همچنان غمخوار اوست و در چادر سیاه و نقاب زنان عرب او را می‌پاید.

بهرام بیضایی – کارگردان

اما این تفاوت‌ها و تمایزها، این بیگانگی‌ها رفته‌رفته رنگ می‌بازد. غریبه آرام آرام جامۀ غریبگی از تن درمی‌آورد و برای «نایی‌جان» آشنا می‌شود؛ به فرزند سوم او تبدیل می‌شود، می‌شود «مرد خانه»اش. اما برای این‌که این اتفاق بیفتد لازم نیست آدم‌ها شبیه هم شوند، لازم نیست پسرک عرب زبان مردم شمال را بیاموزد، تنها چیزی که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد «احساسات و تعلقات مشترک» است؛ یا به عبارتی «همسرنوشتی» عامل پیونددهندۀ آن‌ها به همدیگر است؛ چیزی که جانمایۀ ناسیونالیسم است.

«کشتزار» نماد تعلق مشترک است، نماد میهن. همان‌گونه که دشمن دندان تیز می‌کند و به خاک میهن حمله می‌کند، مرزها را زیر پا می‌گذارد، خانه‌ها را ویران می‌کند و شهرها را بمباران می‌کند، گرازها و کفتارها هم به کشتزارها حمله می‌کنند؛ کشتزاری که «نان» می‌دهد، منشأ زیست و امنیت است. گراز دشمنی است که امنیت را می‌درد و نان را پایمال می‌کند. همین درک مشترک: «کشتزار»، «خانه»، «امنیت»، «ویرانی»، «گراز»، «انفجار»… همین‌ها کافی است تا آن حس مشترک که عامل پیونددهندۀ «باشو» به «نایی‌جان» است شکل گیرد. اما این حس تنها برای باشو و نایی‌جان نیست، این همان حسی است که مردمان یک کشور را به هم پیوند می‌دهد.

مانند دیگر فیلم‌های بهرام بیضایی، «باشو غریبۀ کوچک» نیز زن‌سالار است. شخصیت و اقتدار محوری در فیلم‌های بیضایی زن است. زن در «چریکۀ تارا» مرد جنگاور و اسطوره‌ای را به تیر ابروان (زیبایی جسمانی) و ارادۀ سترگ (قدرت روحی) خود به زانو درمی‌آورد؛ زن آسیابان در «مرگ یزدگرد» از اربابان لشکر و کشور نمی‌هراسد و بر زبان می‌راند آنچه را که سزاوارشان است. در «باشو» نیز زن مام میهن است، زهدان و سینه‌اش زندگی می‌بخشد و بازوانش ‌حریم امنیت است.

فیلم «باشو» ملی‌گرایانه است چون «همسرنوشتی» را مایۀ پیوند انسان‌ها می‌داند. انسان‌ها در برابر دشمنانی واحد به هم پیوند می‌خورند. زیست مشترک و دفع خطر باعث می‌شود انسان‌ها با هر خاستگاه و هویت شخصی که هستند بازو در بازوی یکدیگر از زیستگاه و امکان‌های وجودی‌شان دفاع کنند. برای این همپیمانی حتی به فرهنگ، زبان، پیشینه، قومیت و تبار یکسان نیازی نیست، بلکه صرف همسرنوشت بودن ریسمان پیوددهندۀ آدم‌هاست. چنین است که پسری بی‌خانمان، هراسیده و درمانده، از جنوب می‌آید و می‌شود دست راست مردی که دستش را از دست داده است. مهم دفاع از کشتزار در برابر گرازان و کفتاران است.

مانند چند فیلم دیگر بیضایی، فیلم باشو نیز جولانگاه درخشش سوسن تسلیمی است و البته ایدۀ اولیۀ ساخت این فیلم نیز متعلق به اوست. شگفتا که چنین فیلمی باید پنج سال توقیف باشد!

من تلاش کرده ام به مرور برخی از بهترین فیلم‌های تاریخ ایران و جهان را ببینم و برای دوستان و زمان جویان عزیزم منتشر کنم. اکر علاقمند هستید به آدرس زیر بروید و همه‌ی فیلم‌های معرفی شده‌ام را ببینید:

معرفی بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران و جهان
https://sajadsoleimani.com/film-therapy/

لینک کوتاه:

همچنین اگر قصد داریم این مطلب را دوستان خودتان به اشتراک بگذارید، می‌توانید از آدرس کوتاه زیر استفاده کنید:

http://zaman.link/basho

.

لطفا به این مطلب امتیاز دهید 🙂
[Total: 2 Average: 5]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.