در این بخش شمامی توانید بخشهایی از کتابِ آیا تو آن گمشدهام هستی نوشتهی خانم بارابار دی آنجلس را بخوانید:
.
بخشی از کتاب آیا تو آن گمشدهام هستی؟
من اخیرا برای گروهی از مردم یک سخنـرانی عمومی داشتم و همانطور که در پایان آن عصر تصاویر کتابها را نشان می دادم، زن جوانی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود نزد من آمد و گفت:
.
« من واقعا از شنیدن حرف های شما منقلب شدم. من در سمیناری که ماه پیش، شما و همسرتان داشتید هم شرکت کردم و فقط امیدوارم روزی من هم آنقدر خوش شانس باشم که رابطه ای به خوبی رابطه شما در زندگی ام داشته باشم.»
.
صفی از ۵۰ نفر آدم کشیده شده بود که همه منتظر بودند و می خواستند با من حرف بزنند و من طبیعتا باید از این زن تشکر می کردم و با نفر بعد مشغول صحبت می شدم. اما چیزی باعث شد بایستم و دستانش را بگیرم. در چشمانش نگاه کردم و گفتم:
.
« میخواهم چیزی را بدانی. من از داشتن چنین مرد فوق العاده ای در زندگی ام واقعا احساس خوشبختی میکنم اما شانس هیچ ربطی به این موضوع ندارد. من انتخاب های ناسالم ِ عشقی بسیاری را در گذشته ام داشته ام، با مردانی آشنا شده ام و سعی کرده ام آنها را تبدیل به آن چیزی کنم که خودم می خواستم.
من با کسانی آشنا شده ام که سازگاری با من نداشتند و به خودم گفتم مهم نیست. به تمام دلایل نادرست مردانی را دوست داشته ام. درست کردن این رابطه شانس نیست. بالاخره فـرد مناسب خود را پیدا کردم و ما با هم برای به وجود آوردن نزدیکی و هماهنگی که میانمان هست سخت کوشیده ایم. شما هم می توانید در زندگی تان آن را داشته باشید.»
.
.
عکس جلد کتاب
نسخهای که از آن برایتان نقل قول کردم از این نسخه است

