این پست یک نوشته تحلیلی و عملیاتی با موضوع «راز تداوم کسب و کار در دوران جنگ» است که با هدف راهنمایی صاحبان کسبوکارهای ایرانی (SME) در مواجهه با تهدیدات نظامی، بحرانهای داخلی و اعتصابات تدوین شده است.
در لحظه انتشار این مطلب، هنوز جنگ و حمله آمریکا به ایران اتفاق نیافتاده، اما من به عنوان مشاور کسب و کار وظیفه دارم آموزشهای لازم را بیان کنم. نمیدانم اگر جنگی رخ بده، ابعاد این حمله و جنگ چقدر خواهد بود.
نمیدانم چه سناریوهایی ممکنه پیش بیاد، چقدر طول بکشه. اما معتقدم مدیران و صاحبان کسب و کار باید با مرور این درس ها و تجربیات، آمادگی ذهنی خودشون رو بالا ببرند.
این مطلب حاصل تلفیق و تحلیل عمیق دهها منبع معتبر (شامل تجربیات جنگهای اوکراین، یمن، سوریه، افغانستان و تئوریهای مدیریت بحران) است.
هر کسب و کاری (تولیدی، خدماتی، بازرگانی و صادرات، کشاورزی و صنعتی و…) باید آمادگی ذهنی خودشون رو بالا ببرند و شرایط کاری خودشون رو برای احتمالات خطرناک، متناسب بچینند. در ادامه این مطلب رو مرور میکنیم:
مقدمه: عبور از «انکار» و پذیرش «واقعیت میدان»
در ادبیات کلاسیک مدیریت، همواره به ما آموختهاند که ثبات، پیششرط رشد است. اما تاریخ اقتصاد جهان در دو دهه اخیر، بهویژه در خاورمیانه و اروپای شرقی، درس دیگری میدهد:
جنگ، پایان کسبوکار نیست؛ بلکه تغییر قوانین بازی است.
امروز، مدیران ایرانی با مجموعهای از تهدیدات درهمتنیده روبرو هستند:
- سایه حمله نظامی خارجی،
- نوسانات ویرانگر ارزی،
- احتمال قطع اینترنت
- و البته اعتصابات
- و ناآرامیهای داخلی.
ر چنین شرایطی، اولین واکنشی که اکثر مدیران نشان میدهند، «انکار» است. آنها امیدوارند که «انشاءالله جنگ نمیشود» یا «این وضعیت موقتی است».
اما تحقیقات بر روی کسبوکارهای اوکراین، سوریه و یمن نشان میدهد که آنهایی که منتظر بازگشت «شرایط عادی» ماندند، اولین قربانیان بودند.
راز تداوم در جنگ، نه در سرمایه کلان است و نه در ارتباطات سیاسی؛ بلکه در «چابکی رادیکال» و «تغییر ذهنیت از سودآوری به تابآوری» نهفته است.
در اوکراین، با وجود تهاجم تمامعیار روسیه، ۹۰٪ از کسبوکارهای کوچک و متوسط (SME) پس از شوک اولیه توانستند فعالیت خود را از سر بگیرند.
در یمن، با وجود محاصره و بمباران، بخش خصوصی مسئول تأمین ۸۵٪ از غذای مردم باقی ماند.
این مطلب یک مانیفست تئوریک نیست؛ بلکه یک «نقشه راه عملیاتی» است. ما با کالبدشکافی دقیق تجربیات جهانی—از شرکت لجستیکی «نوا پست» در اوکراین تا گروه «HSA» در یمن و کارآفرینان زن در افغانستان—به شما نشان میدهیم که چگونه در شرایطی که راهها بسته، اینترنت قطع و کارمندان وحشتزده هستند، چراغ کسبوکارتان را روشن نگه دارید.
بخش اول: پارادایم «مدیرعامل زمان جنگ»؛ تغییر DNA سازمان
اولین راز تداوم، تغییر در خودِ شماست. بن هورویتز، نویسنده کتاب سختی کارهای سخت، تفکیک مهمی قائل میشود: مدیرعامل زمان صلح و مدیرعامل زمان جنگ.
۱.۱. چرا دموکراسی در جنگ کار نمیکند؟
در زمان صلح، مدیران به دنبال اجماع، توسعه فرهنگ سازمانی و رقابت مؤدبانه هستند. اما در زمان جنگ، سازمان با یک «تهدید وجودی» روبروست. شرکت «تنها یک گلوله در خشاب دارد» و باید حتماً به هدف بزند.
- ویژگیهای مدیر زمان جنگ: او پارانوئید است (بدبین به آینده)، پروتکلها را برای بقا نقض میکند، و تحمل نافرمانی یا کندی را ندارد.
- کاربرد در ایران: اگر فردا اعتصابات سراسری شروع شود یا اینترنت قطع گردد، شما نمیتوانید برای تصمیمگیری جلسه هیئتمدیره طولانی برگزار کنید.
باید ساختار «فرماندهی و کنترل» (Command and Control) را فعال کنید. تشکیل یک «اتاق جنگ» (War Room) کوچک با اختیارات تام، اولین قدم حیاتی است.
۱.۲. تابآوری به عنوان استراتژی، نه شانس
تحقیقات بر روی کارآفرینان در فلسطین، عراق و افغانستان نشان میدهد که «تابآوری» (Resilience) یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه یک فرآیند است که از تعامل فرد با محیط شکل میگیرد.
- خوشبینی محدود (Bounded Optimism): مدیران موفق در جنگ، خوشبینهای سادهلوح نیستند. آنها واقعیتهای وحشتناک (مثل احتمال بمباران انبار) را میپذیرند، اما ایمان دارند که راهی برای عبور پیدا خواهند کرد. این همان «پارادوکس استاکدیل» است.
بخش دوم: استراتژیهای عملیاتی؛ درسهایی از اوکراین و یمن
چگونه وقتی زیرساختها نابود میشوند، به فعالیت ادامه دهیم؟
۲.۱. گذار از «کارایی» به «افزونگی» (JIT vs. JIC)
در دو دهه گذشته، همه به دنبال سیستم «تولید بهموقع» (Just-in-Time) برای کاهش هزینه انبارداری بودند. اما جنگ اوکراین نشان داد که این سیستم در بحران مرگبار است.
- استراتژی جدید: حرکت به سمت «تولید برای هر احتمال» (Just-in-Case).
- درس اوکراین: شرکتهایی که انبارهای پراکنده و ذخایر مواد اولیه برای چند ماه داشتند، وقتی جادهها بسته شد، زنده ماندند. شما باید هزینه انبارداری را به عنوان «حق بیمه بقا» بپردازید.
- اقدام برای مدیر ایرانی: تمرکززدایی (Decentralization) از داراییها. انبار مرکزی خود را به چند انبار کوچک در نقاط مختلف شهر یا کشور تقسیم کنید تا با یک حمله یا توقیف، همه چیز نابود نشود.
۲.۲. لجستیک چریکی و «بری-کولاژ» (Bricolage)
وقتی سیستمهای رسمی کار نمیکنند، باید خلاق باشید. مفهوم «بری-کولاژ» یعنی ساختن راهحل با هر چیزی که در دسترس است.
- مثال یمن: در یمن، جادههای اصلی بمباران شدند. شرکتهای بزرگ مانند گروه HSA، زنجیره تأمین خود را خرد کردند. آنها به جای تریلیهای بزرگ، از کامیونهای کوچک، وانت و حتی چهارپایان برای رساندن غذا به روستاهای کوهستانی استفاده کردند. آنها منتظر دولت نماندند تا جادهها را تعمیر کند، بلکه خودشان با کمک جوامع محلی راهها را باز کردند.
- مثال اوکراین: کارخانه نساجی «لسیا» که کتوشلوار لوکس تولید میکرد، وقتی بازار از بین رفت، بلافاصله خط تولید را به دوخت جلیقه ضدگلوله و لباس نظامی تغییر داد. این کار هم نقدینگی را حفظ کرد و هم کارخانه را از تعطیلی نجات داد.
- کاربرد در ایران: اگر اعتصابات کامیونداران رخ داد، آیا شبکه توزیع مویرگی با وانتبار یا موتور دارید؟ اگر قطعه یدکی دستگاهتان تحریم شد، آیا میتوانید با تراشکاری محلی آن را بسازید؟
۲.۳. سنگر دیجیتال و کوچیدن به ابرها (Digital Bunker)
یکی از دلایل اصلی بقای کسبوکارهای اوکراینی، تحول دیجیتال اجباری بود.
- درس حیاتی: بسیاری از شرکتها سرورهای فیزیکی خود را که در خطر بمباران بود، رها کردند و دادهها را به فضای ابری (Cloud) در خارج از کشور منتقل کردند (شرکتهایی مثل آمازون و مایکروسافت کمک کردند).
- اقدام برای مدیر ایرانی: با توجه به خطر «اینترنت ملی» و قطع دسترسی به خارج، استراتژی شما باید «هیبریدی» باشد.
دادههای حیاتی را هم در سرورهای ابری خارجی (برای امنیت فیزیکی) و هم در سرورهای داخلی امن (برای دسترسی در زمان قطع اینترنت بینالملل) نگه دارید.
استفاده از VPNهای سازمانی و آموزش کارکنان برای کار با ابزارهای داخلی (مثل پیامرسانهای بومی در شرایط اضطرار) حیاتی است.
بخش سوم: مدیریت مالی در قحطی نقدینگی
در زمان جنگ، «سود» یک عقیده است، اما «نقدینگی» یک واقعیت.
۳.۱. سیستمهای مالی جایگزین (Hawala & Crypto)
تجربه افغانستان و سوریه نشان داد که سیستم بانکی اولین قربانی بحران است. تحریمها و حمله سایبری میتواند دسترسی شما به پولتان را قطع کند.
- درس افغانستان و یمن: بازگشت به سیستم سنتی «حواله». شبکهای از صرافان معتمد که میتوانند پول را بدون نیاز به سوئیفت جابجا کنند.
- کریپتوکارنسی (Tether): در اوکراین، استفاده از ارزهای دیجیتال (بهویژه تتر) برای پرداخت حقوق کارکنان و واردات کالا زمانی که بانکها بسته بودند، رواج یافت.
- اقدام: همین امروز بخشی از نقدینگی اضطراری خود را به صورت ارزی، طلا یا تتر در کیفپولهای سختافزاری (Cold Wallet) نگه دارید. شبکه صرافان خود را شناسایی کنید.
۳.۲. مدیریت جریان نقدی (Cash Flow)
- تست استرس: محاسبه کنید اگر درآمدتان صفر شود، چند ماه دوام میآورید؟.
- بودجهریزی مبنای صفر: تمام هزینههای غیرضروری (تبلیغات برندینگ، دکوراسیون) را حذف کنید. فقط برای «بقا» خرج کنید.
- وصول مطالبات: تیم فروش را به تیم وصول تبدیل کنید. تخفیف بدهید تا نقد بگیرید. در تورم جنگی، پول امروز بسیار باارزشتر از فرداست.
بخش چهارم: منابع انسانی؛ سربازان شما در خط مقدم
بزرگترین چالش در بحران، مدیریت ترس و اضطراب انسانهاست.
۴.۱. وظیفه مراقبت (Duty of Care)
شما قانوناً و اخلاقاً مسئول امنیت کارکنانتان هستید.
- درس اوکراین:
شرکت لجستیکی «نوا پست» (Nova Post) هیچ کارمندی را اخراج نکرد. آنها به کارمندان در تخلیه مناطق جنگی کمک کردند، پناهگاه ساختند و حقوقها را پرداخت کردند.
نتیجه؟ کارمندان با فداکاری زیر بمباران کار کردند و شرکت نه تنها زنده ماند، بلکه به بازارهای اروپایی توسعه یافت. - اقدام در ایران:
اگر اعتصابات یا ناآرامیهای خیابانی رخ داد، فشار برای حضور فیزیکی را متوقف کنید. دورکاری را به حداکثر برسانید.
اگر اینترنت قطع شد، سیستم «درخت تماس تلفنی» (Phone Tree) داشته باشید تا از سلامت همه باخبر شوید.
۴.۲. همدلی و رهبری معنوی
در بحران، کارمندان به دنبال معنا هستند.
- شفافیت رادیکال: به کارکنان دروغ نگوئید. اگر وضعیت خراب است، بگویید: «وضعیت سخت است، اما ما برنامه داریم». این اعتماد میسازد.
- تغییر مأموریت: به کارمندان بگویید کارشان فقط «فروش» نیست، بلکه «زنده نگه داشتن اقتصاد کشور» یا «تأمین نیاز مردم» است. این حس هدفمندی، تابآوری را افزایش میدهد (درس افغانستان و فلسطین).
بخش پنجم: بازاریابی و مشتریان در زمان جنگ
اصل بازاریابی و نگاه به مشتریان فوق العاده در شرایط جنگ و بحرانی، مهمه. دو نکته مهم براش وجود داره:
۵.۱. تغییر پیام و محصول
در زمان جنگ، تبلیغات لوکس و پرزرقوبرق، توهینآمیز به نظر میرسد.
- درس سوریه و یمن: قدرت خرید مردم سقوط میکند. شرکتها بستهبندی محصولات را کوچکتر کردند (Micro-packaging) تا مردم فقیر شده توان خرید داشته باشند.
- برندینگ همدلانه: پیامهای تبلیغاتی باید حول محور «همبستگی»، «کمک به هم» و «پایداری» باشد.
۵.۲. مسئولیت اجتماعی به عنوان سپر امنیتی (CSR)
این یکی از مهمترین درسهاست.
- درس یمن: کامیونهای شرکتهایی که به مردم کمک میکردند و غذا توزیع میکردند، توسط خودِ مردم محلی و حتی گروههای مسلح در برابر غارت محافظت میشدند. «مشروعیت اجتماعی» بهترین امنیت است.
- هشدار لافارژ (سوریه): شرکت سیمان لافارژ سعی کرد با پرداخت رشوه به داعش، امنیت خود را بخرد. نتیجه؟ رسوایی جهانی، دادگاه و نابودی برند. هرگز وارد معامله با گروههای خشن یا غیرقانونی نشوید؛ به جای آن به جامعه محلی تکیه کنید.
بخش ششم: سناریوهای خاص برای ایران (تحریم + جنگ + اعتصاب)
مدیران ایرانی با ترکیبی از چالشها روبرو هستند که نیازمند راهکارهای ترکیبی است:
- سناریوی قطع اینترنت جهانی:
- راهکار: راهاندازی سرورهای داخلی، استفاده از پیامک برای ارتباط با مشتریان، و بازگشت به روشهای فروش تلفنی/حضوری در محلات (توزیع مویرگی).
- راهکار: راهاندازی سرورهای داخلی، استفاده از پیامک برای ارتباط با مشتریان، و بازگشت به روشهای فروش تلفنی/حضوری در محلات (توزیع مویرگی).
- سناریوی اعتصابات سراسری:
- راهکار: بیطرفی سیاسی هوشمندانه. تمرکز بر «معیشت کارکنان». اگر کارمندان نمیتوانند بیایند، اجبار نکنید. شیفتهای کاری انعطافپذیر یا شبانه (در صورت امنیت) ایجاد کنید.
- راهکار: بیطرفی سیاسی هوشمندانه. تمرکز بر «معیشت کارکنان». اگر کارمندان نمیتوانند بیایند، اجبار نکنید. شیفتهای کاری انعطافپذیر یا شبانه (در صورت امنیت) ایجاد کنید.
- سناریوی تورم ابرتورمی (Hyperinflation):
- راهکار: تبدیل سریع ریال به کالا (موجودی انبار) یا داراییهای امن. قیمتگذاری بر اساس «هزینه جایگزینی» (Replacement Cost) نه قیمت خرید قدیم.
مطالعه موردی: نوا پست (Nova Post) در اوکراین – الگوی تابآوری
شرکت خصوصی پست اوکراین، «نوا پست»، الگوی درخشانی از مدیریت جنگی است:
- سرعت: آنها در ۲۴ ساعت اول جنگ، ستاد بحران تشکیل دادند و انبارهای نزدیک خط مقدم را تخلیه کردند.
- انعطاف: وقتی برق قطع شد، شعبات را به ژنراتور و اینترنت ماهوارهای (استارلینک) مجهز کردند و آنها را به «نقاط شکستناپذیری» تبدیل کردند که مردم میتوانستند در آنجا گوشی شارژ کنند و گرم شوند.
- توسعه در بحران: آنها به جای کوچک شدن، به دنبال مشتریان مهاجر خود به لهستان و آلمان رفتند و شعبات جدید در اروپا زدند.
- نتیجه: سود خالص شرکت در سال ۲۰۲۳ (اوج جنگ) ۳۵٪ رشد کرد.
چکلیست نهایی: ۱۰ فرمان برای مدیران ایرانی در آستانه بحران
- اتاق جنگ را همین امروز تشکیل دهید. (تیم کوچک، اختیارات تام).
- نقدینگی را حفظ کنید. (کاهش هزینههای غیرضروری، تبدیل ریال مازاد).
- زنجیره تأمین را متنوع کنید. (یافتن تأمینکنندگان محلی و جایگزین).
- دادهها را نجات دهید. (بکآپ آفلاین و ابری خارج از کشور).
- با کارکنان شفاف باشید. (ایجاد امنیت روانی و فیزیکی).
- سناریوهای بدبینانه بنویسید. (اگر اینترنت قطع شد… اگر مرز بسته شد…).
- سیستم مالی غیربانکی (حواله/کریپتو) را آماده کنید.
- محصولات را متناسب با قدرت خرید پایین (زمان جنگ) بازطراحی کنید.
- روابط با جامعه محلی را تقویت کنید. (امنیت اجتماعی).
- ذهنیت خود را مدیریت کنید. (آرامش تعمدی، خواب کافی، تصمیمگیری بدون هیجان).
سخن پایانی
جنگ و بحران، واقعیتهای تلخ خاورمیانه هستند. اما تاریخ نشان داده است که کسبوکارهایی که «چابک»، «واقعبین» و «انسانمحور» بودهاند، نه تنها زنده ماندهاند، بلکه در دوران پسا-جنگ به ستونهای بازسازی کشور تبدیل شدهاند.
امیدواریم هرگز مجبور به اجرای این استراتژیها نشوید، اما «آمادگی» تنها چیزی است که در کنترل شماست.
همانطور که چرچیل گفت: «اگر در حال عبور از جهنم هستید، به حرکت ادامه دهید.»
منابع کلیدی استفاده شده در تدوین این مقاله:
- Horowitz, B. “Peacetime CEO/Wartime CEO”
- McKinsey & Company: “Leadership in a crisis” & “Supply Chain Resilience”
- World Economic Forum: “How do vital businesses continue to operate in a war zone? (Yemen Case)”
- UNDP Reports on Ukraine MSMEs Impact & Resilience
- ResearchGate: “Impact of War on Small Business in Yemen and Syria”
- Harvard Business Review: “Wartime Leadership”
زندگی و مدیریت کسب و کار در جنگ و بحران ها
اگر به بحث علاقمند هستید و همچنین به عنوان صاحب کسب و کار دغدغه مدیریت بیزینس و زندگی خودتان را در شرایط بحرانی و جنگی دارید، پیشنهاد میکنم ادامه مطالب مرتبط را هم مرور کنید.
من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست و مدرس و مشاور کسب و کار، یکسری مقاله / کتاب / فیلم و مستند مرتبط با شرایط بحرانی و جنگ آماده کرده ام که اگر روی دکمه کلیک کنید به همه آنها دسترسی خواهید داشت:
آخرین نوشته های مرتبط:
- ماتریس استراتژیک مدیریت کسب و کار در جنگ: مقایسه جنگ اوکراین و سوریه
- راز تداوم کسب و کار در دوران جنگ چیست؟
- تفاوت مدیرعامل در زمان جنگ و صلح (راهنمای جامع مدیریت استراتژیک در بحران)
- شش استراتژی حیاتی برای مدیریت کسبوکار در شرایط جنگ و بحران
- ۱۰ کتاب درباره شرایط جنگ که هر مدیر کسبوکار باید قبل از خواب بخواند
- بیزینس مدل در شرایط بسیار بد (و جنگ و بحران ها)
- دکتر آذرخش مکری | تاب آوری | توی بحرانها چه کسی نمیشکنه؟ | فایل صوتی رایگان
- زندگینامه احمد قوام السلطنه (مدل ذهنی وتفکر استراتژیک برای مدیران)
- معرفی کتاب سود صلح: مسئولیت اجتماعی شرکتها در مناطق جنگی (راهنمایی برای صاحبان کسبوکار در مناطق جنگزده و ناپایدار)
- معرفی کتاب: مدیریت و جنگ (چگونه سازمانها درگیری را هدایت میکنند و صلح میسازند)
- تبدیل جنگ به کسب و کار – داستانی از مقاومت و نوآوری در دل جنگ از کارآفرینان اوکراینی
- مقاله مکنزی: تاثیرات جنگ بر کسب و کارها و چگونگی تاب آوری و رشد کسب و کار در شرایط بحرانی
- مقاله: بقا از طریق هدف: تاب آوری کسب و کارها در میان عدم قطعیت شدید (اوکراین)
- کتاب ۳۳ استراتژی جنگ: راهنمای کامل پیروزی در هر نبرد زندگی
- معرفی کتاب «از مناطق جنگی تا اتاقهای هیئت مدیره» – راهنمای صاحبان کسبوکار در مناطق جنگی
- ریشه های تاب آوری در دل بحران: ترس، پلی برای شجاعت (زندگینامه کارآفرینی از لبنان جنگ زده)
- رازهای ملت استارتاپ: گفتگو با دن سنور نویسنده کتاب (بررسی اقتصاد نوآورانه)
- کتاب ملت استارتاپ – درسهایی برای تابآوری و رشد کسبوکار در بحران ها
- تاب آوری در بحران: چگونه کسبوکارها در مناطق جنگزده فعالیت خود را ادامه میدهند؟ (درسهایی از یمن)
- فیلم مستند “فایراستون و جنگسالار” – درسهایی برای مدیران در دوران جنگ
- مدیریت کسبوکار در زمان جنگ: درسهایی ارزشمند از اوکراین
- معرفی مستند “روزی روزگاری در عراق” (Once Upon a Time in Iraq)
- اندیشه سیاسی سعدی (آموزش تفکر استراتژیک) + فایل صوتی
- معرفی لویی الرومانی نویسنده کتاب: درس هایی از یک منطقه جنگی
- معرفی کتاب: درسهایی از یک منطقه جنگی – نوشته لویی الرومانی

