امروز گزارش جامعی از سخنرانی بسیار مهم اریک ریس (Eric Ries)، بنیانگذار جنبش «استارتاپ ناب»، در نشست “Talks at Google” را که سالها قبل ایراد شده را اینجا منتشر میکنم. این سخنرانی کلیدی، که با هدف بهاشتراکگذاری رازهای رشد کسب و کار و نوآوری مؤثر برگزار شد، نه تنها مدلهای منسوخ مدیریت را به چالش میکشد، بلکه یک چارچوب علمی دقیق برای کارآفرینی تحت شرایط عدم قطعیت شدید ارائه میدهد.
اگرچه ریس اکنون بهعنوان یک “متخصص حرفهای” به فروش کتاب مشغول است، اما ریشه کار او در برنامهنویسی و توسعه محصول است؛ سفری که او را به این باور رساند که روشهای فعلی ما برای سازماندهی توسعه محصولات جدید اساساً اشتباه است و بخش زیادی از انرژی کارآفرینی را هدر میدهد.

این سخنرانی برای هر کسی که به دنبال رشد کسب و کار، کاهش شکستها و تبدیل نوآوری به یک فرآیند قابل تکرار و اندازهگیری است، حیاتی است. هدف اصلی ریس این است که تلاشهای کارآفرینی را بر پایهای دقیقتر و علمی قرار دهد.
ویدیو: سخنرانی اریک ریس
این سخنرانی در نشست گوگل ایراد شده و اینجا خلاصه ای آن را هم میتوانید بخوانید. اگر علاقمند هستید، همینجا میتوانید اصل سخنرانی را ببینید:
۱. کارآفرینی: فراتر از “دو پسر در یک گاراژ”
رییس در ابتدای سخنرانی تأکید میکند که کارآفرینی صرفاً مربوط به بنیانگذاران یک شرکت کوچک که در گاراژ رامن نودل میخورند، نیست. آنچه شما را یک کارآفرین میسازد، محیطی است که در آن فعالیت میکنید. کارآفرینی یعنی ایجاد یک نهاد انسانی با هدف خلق چیزی جدید تحت شرایط عدم قطعیت شدید.

این تعریف شامل شرکتهای با پنج نفر، ۵۰۰۰ نفر یا ۵۰,۰۰۰ نفر میشود. اگر شما با عدم قطعیت شدید در مورد اینکه مشتری شما کیست، چه محصولی واقعاً میخواهد، و چگونه میتوان یک مدل کسبوکار پایدار ساخت، دست و پنجه نرم میکنید، شما یک کارآفرین هستید.
کارآفرینی، نوع متفاوتی از مدیریت است:
این نوع مدیریت با مدیریت عمومی که در صد سال گذشته در MBAها تدریس شده، متفاوت است.
کارآفرینی مدیریتی است که با یادگیری معتبر (Validated Learning) سنجیده میشود، نه صرفاً ساختن چیزها.
ما این یادگیری را از طریق یک حلقه بازخورد به نام “ساخت-اندازهگیری-یادگیری” (Build-Measure-Learn) شتاب میدهیم و کارآفرینان را با یک سیستم حسابداری جدید به نام “حسابداری نوآوری” (Innovation Accounting) پاسخگو نگه میداریم.
۲. نقد “مونتاژ عکس” و تئوری مرد بزرگ
اگرچه موضوعاتی مانند مدیریت و حسابداری ممکن است خستهکننده به نظر برسند، اما ریس تأکید میکند که حقیقت کارآفرینی در داستانهای هالیوودی مانند “شبکه اجتماعی” پنهان مانده است.

این داستانها معمولاً سه بخش دارند:
- بخش اول: قهرمان ایده شگفتانگیز خود را مطرح میکند.
- بخش دوم: مونتاژ عکس (Photo Montage): یک بخش دو دقیقهای بدون دیالوگ که در آن کارها به نتیجه میرسد و آنها اولین مشتری خود را پیدا میکنند.
- بخش سوم: تقسیم غنایم، تعیین مسئولیتها و مسائل حقوقی.
در واقعیت، تمام کارهای مهم کارآفرینی در طول همان “مونتاژ عکس” اتفاق میافتد. این کار واقعی شامل تلاش برای فهمیدن اینکه باید به کدام مشتریان گوش داد و کدامیک را نادیده گرفت، و نحوه اولویتبندی ویژگیهای محصول است. اینها موضوعات خستهکنندهای هستند که به درد فیلمها نمیخورند.
ردپای تیلور و مدیریت علمی:
رییس معتقد است که ما همچنان از ابزارها و روشهایی استفاده میکنیم که برای کارآفرینی مناسب نیستند، بلکه ریشه در مدیریت علمی فردریک وینسلو تیلور در اوایل قرن بیستم دارند.

تیلور سیستمی به نام “وظیفه و پاداش” را ابداع کرد که پروژههای بزرگ را به وظایف فردی تفکیک میکرد. فرض بر این بود که اگر هر متخصص کار خود را بهخوبی انجام دهد، کل سیستم طبق پیشبینی مدیران کار خواهد کرد.
اما این مدل برای توسعه محصول جدید و نوآوری مناسب نیست. ما هنوز به تئوری مرد بزرگ کارآفرینی اعتقاد داریم؛ اینکه مدیران بهترین فرد ممکن را انتخاب کرده و او را تنها میگذارند تا کارها را بفهمد. ریس پیشبینی میکند که دههها بعد، نسلهای آینده به کارهایی که ما امروز در توسعه محصول جدید انجام میدهیم، خواهند خندید، همانطور که ما امروز به مدیریت علمی تیلور میخندیم.
بزرگترین هدررفت در توسعه محصول امروز این نیست که ما چیزها را ناکارآمد میسازیم، بلکه این است که چیزهایی را بسیار کارآمد میسازیم که هیچکس آنها را نمیخواهد.
سجاد سلیمانی، استراتژیست و مشاور کسب و کار

من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست، مدرس و مشاور کسب و کار و موسس و میزبان پادکست اکنون. تلاش میکنیم در این بخش از سایت، نوشته ها، کتاب، مقاله، فیلم و پادکست های جدید و مرتبط با رازهای رشد و توسعه کسب و کارها را معرفی و آموزش بدهم.
اگر شما هم صاحب کسب و کاری هستید یا تمایل دارید یک بیزینس جدید راه اندازی کنید، من می توانم به عنوان مشاور و بیزینس کوچ در خدمت شما (تیم سازمانی شما) عزیزان باشم. با من در تماس باشید.
همچنین من کارگاه های آموزشی عمومی و سازمانی برای رشد و توسعه کسب وکارها برگزار میکنم. اگر قصد برگزاری چنین کارگاه و کلاس های آموزشی رو دارید، از طریق لینک زیر میتوانید با من در تماس باشید:
۳. مفهوم محوری: پیوت (Pivot) و کاهش زمان هدررفت
اگر ایدههای ما در محیط عدم قطعیت شدید، صرفاً یک فرضیه هستند، پس مهمترین توانایی یک کارآفرین، توانایی تغییر جهت است.
پیوت (چرخش): قانون جهانی استارتاپهای موفق
رییس تأکید میکند که پیوت، ثابت جهانی تمام استارتاپهای موفق است. برخلاف آنچه در فیلمها میبینیم، بنیانگذاران استارتاپهای موفق، ایدههای بهتری نسبت به شکستخوردهها نداشتند؛ در واقع، ایدههای اولیه آنها اغلب “به طرز مسخرهای بد” بود.
آنچه استارتاپهای موفق را متمایز میکند، این نیست که بینهایت سماجت به خرج میدهند و نه اینکه مستقیماً تسلیم میشوند، بلکه این است که پیوت میکنند. پیوت (Pivot) به تمثیل بسکتبال، یعنی یک پا را محکم در آموختههای خود ریشه دادن و همزمان یک چیز دیگر در کسبوکار را تغییر دادن.
بررسی زمان پرواز (Runway) بر اساس پیوت:
دیدگاه ریس در مورد “زمان پرواز” (مقدار زمانی که یک استارتاپ میتواند دوام بیاورد) متفاوت است. طول باند پرواز یک استارتاپ نه بر اساس چند ماه سوختن پول باقی مانده، بلکه بر اساس چند فرصت برای پیوت باقی مانده است. اگر بتوانیم زمان بین پیوتها را کاهش دهیم، شانس موفقیت خود را قبل از تمام شدن پول افزایش میدهیم.
۴. حلقه بازخورد ساخت-اندازهگیری-یادگیری
برای تسریع پیوت و تمرکز بر یادگیری معتبر، باید مدل خطی “آبشاری” (Waterfall) در توسعه محصول را که ریشه در استعاره تولید تیلور دارد، کنار بگذاریم.

مدل آبشاری تنها زمانی کار میکند که راهحل و مشکل هر دو نسبتاً شناخته شده باشند (مانند ساخت دنباله یک بازی ویدیویی یا تکرار بعدی یک محصول جاافتاده). اما کارآفرینی با این شرایط سروکار ندارد.
فرآیند استارتاپ ناب:
اریک ریس با الهام از تولید ناب (Lean Manufacturing) که توسط افرادی مانند دمینگ (Deming) توسعه یافت (که میگفت مشتری مهمترین بخش خط تولید است)، یک چرخه بازخورد ایجاد کرد:
ایدهها -> کد -> داده -> اندازهگیری -> یادگیری
استارتاپ نرمافزاری تنها یک کاتالیزور است که ایدهها را به کد تبدیل میکند. مشتریان با کد تعامل میکنند و داده تولید میکنند که باید آن را اندازهگیری کنیم تا یاد بگیریم.
پیوت، یک چرخش بزرگ در این حلقه بازخورد است. هر نوع توصیهای که به شما میشود، باید یک هدف اصلی داشته باشد: آیا کل زمان صرف شده برای عبور از این حلقه را به حداقل میرساند؟.
مصداق شکست: داستان IMVU
رییس داستان تأسیس شرکت خود، IMVU، در سال ۲۰۰۴ را شرح میدهد. استراتژی اولیه آنها ساخت یک افزونه پیامرسان فوری سهبعدی بود که با تمام شبکههای موجود سازگار باشد.

آنها فرض کردند که هزینههای بالای جابهجایی برای مشتریان وجود دارد و بنابراین بازار IM دارای موانع ورود بالا است.
اما این فرض کاملاً غلط بود: مشتریان اصلاً هزینه جابهجایی بالایی نداشتند و حتی حاضر به دعوت دوستان خود نبودند. یک نوجوان در تست قابلیت استفاده، حاضر نشد محصول را امتحان نشده به دوستانش معرفی کند، زیرا نمیخواست “لوس” به نظر برسد.
رییس شش ماه از عمر خود را صرف نوشتن ۲۵ هزار خط کد برای این قابلیتها کرد. اما زمانی که متوجه شدند مشتریان نه برای ارتباط با دوستان قدیمی، بلکه برای پیدا کردن دوستان جدید به محصول نیاز دارند، تمام آن کدها (چه خوب نوشته شده و چه بد) دور ریخته شد.

رییس میپرسد: اگر هدف ما یادگیری این نکته مهم درباره مشتریان بود، چرا شش ماه طول کشید؟ چرا بهجای بحث درباره باگها و ویژگیها، در مورد یادگیری صحبت نکردیم؟
محصول کمینه پذیرفتنی (MVP) و مبارزه با اتلاف
بزرگترین درسی که او آموخت، این بود که میتوانستند همین یادگیری را با تلاش بسیار کمتری به دست آورند. آیا لازم بود که از تمام هفت شبکه IM پشتیبانی شود؟ خیر. آیا لازم بود اصلاً کدی نوشته شود؟ خیر.
رییس با یک ایده تکاندهنده میگوید:
“اگر یک صفحه وب ساده ایجاد میکردیم و در سه ساعت یک ماکت عکس از محصول را میساختیم و از کاربران میخواستیم دانلود کنند، آیا ماکت ۴۰۴ کافی نبود؟”.
پاسخ این است که بله، چون هیچکس آن محصول را دانلود نمیکرد. این یعنی کل کار ششماهه اتلاف بود.
در مدل استارتاپ ناب، واحد پیشرفت یادگیری معتبر است و بقیه اتلاف است. محصول کمینه پذیرفتنی (MVP) عبارت است از: “فقط آنچه برای یادگیری اینکه آیا طرح ما درست است یا نه، ضروری است”. هر چیز دیگری زاید است.

۵. حسابداری نوآوری (Innovation Accounting): سنجههای قابل اقدام
سیستم حسابداری سنتی، مدیران را بر اساس فروش پیشبینیشده یا سوابق عملیاتی طولانی پاسخگو نگه میدارد. اما استارتاپها سابقه طولانی یا مشتریان کافی برای این نوع پیشبینیهای دقیق ندارند.
رییس سیستم حسابداری نوآوری را معرفی میکند تا تیمها را بر اساس پیشرفت واقعی بهسوی ساخت یک کسبوکار پایدار پاسخگو کند.
اجتناب از سنجههای توهمی (Vanity Metrics):
ما باید توجه خود را از سنجههای توهمی دور کنیم. سنجههای توهمی اعدادی هستند که در بیانیههای مطبوعاتی قرار میگیرند تا رقبا را ناراحت کنند، مانند تعداد کل صفحات ایندکسشده در اینترنت یا مجموع GDP اقتصادی یک پلتفرم. این اعداد در واقع هیچچیز در مورد کیفیت کسبوکار شما نمیگویند.
وقتی از سنجههای توهمی برای راهنمایی کسبوکار استفاده میکنیم، هرکسی که کارش باعث رشد ناچیز اعداد شده، فکر میکند نابغه است، و اگر اعداد پایین بیایند، آن را به گردن اثرات فصلی یا دیگر بخشها میاندازیم.
تمرکز بر سنجههای قابل اقدام (Actionable Metrics):
ما باید به سراغ سنجههای قابل اقدام برویم که مربوط به رفتار هر مشتری در مقیاس خرد هستند. حسابداری نوآوری دارای سه نقطه عطف یادگیری است:
۱. تعیین خط مبنا (Establish the Baseline): اولین هدف MVP این است که اعداد واقعی هر ورودی در مدل کسبوکار (مانند نرخ ثبتنام مشتریان) را در مقیاس خرد مشخص کند.
اگر مدل ما میگوید باید ۱۰ درصد مشتریان ثبتنام کنند، باید با MVP خود بفهمیم که این عدد امروز واقعاً چند است.
این خط مبنا معمولاً وحشتناک خواهد بود (مثلاً ۱ درصد). دانستن این حقیقت (حتی اگر عدد صفر یا یک باشد) یک نقطه عطف پیشرفت است که باید آن را جشن گرفت.

۲. تنظیم موتور (Tune the Engine): پس از تعیین خط مبنا، باید تغییراتی در محصول ایجاد کنیم که نه برای افزایش تعداد مشتریان، بلکه برای رساندن نرخ تبدیل از خط مبنای وحشتناک به حالت ایدهآل در برنامه کسبوکارمان طراحی شدهاند. اگر تلاشهای ما در حال کار باشد، نرخها بهطور مداوم و قابل توجهی رشد خواهند کرد (مثلاً ۱٪، ۳٪، ۶٪، ۷.۵٪).

۳. تصمیمگیری: پیوت یا پایداری (Pivot or Persevere): اگر تلاشهای ما به نقطهای از بازده نزولی برسد (مثلاً ۱٪، ۳٪، ۳.۵٪، ۳.۸۱٪)، باید بپرسیم: آیا هرگز به هدف ۱۰٪ میرسیم؟ پاسخ معمولاً خیر است.
ما باید از قبل جلسهای را برنامهریزی کنیم (مثلاً سه یا شش ماه بعد) تا بر اساس دادههای حسابداری نوآوری، تصمیم بگیریم که پیوت کنیم یا پایداری. این سیستم به ما اجازه میدهد تا مفاهیم مبهمی مانند “تناسب بازار محصول” (Product Market Fit) را بر یک پایه کمی قرار دهیم.

۶. محیط آزمایش ایمن برای نوآوری
رییس نتیجه میگیرد که عدم قطعیت شدید محیطی است که ما در آن کار میکنیم، اما میتوانیم آن را مدیریت کنیم. چالش اصلی، بهویژه برای شرکتهای بزرگ مانند گوگل، این است که چگونه یک محصول جدید را که احتمال شکست بالایی دارد، بدون آسیب رساندن به برند، آزمایش کنند.
اشتباه این است که نوآوریهای پرخطر را با نام تجاری بزرگ (مانند برند گوگل) و با هیاهوی فراوان عرضه کنیم. این امر تیم را در موقعیتی قرار میدهد که پیوت کردن برای آنها به معنای شکست و شرمندگی است.
رهبری در اقتصاد امروز به معنای خلق پلتفرمهایی برای آزمایش توسط تیمها است. ریس توصیه میکند:
- از قرار دادن نام تجاری بزرگ بر روی یک محصول جدید و پرخطر خودداری کنید.
- از صحبت با مطبوعات در مورد آن اجتناب کنید.
- تلاش کنید تا حد امکان تعداد مشتریان کمی داشته باشید (در عین حال که حسابداری نوآوری انجام میشود).
گمنامی، یک دارایی است. زمانی که مشتریان کمی دارید و کسی شما را نمیشناسد، میتوانید شکست بخورید و پیوت کنید بدون اینکه شرمنده شوید. این به تیمها “جعبه شنی ایمن برای آزمایش” (Safe Sandbox for Experimentation) میدهد.
هدف نهایی استارتاپ ناب این است که توسعه محصول را به یک علم تبدیل کنیم، نه اخترشناسی. با استفاده از حلقه بازخورد و حسابداری نوآوری، میتوانیم قضاوت انسانی خود را در طول زمان آموزش دهیم و بهتر کنیم.
نتیجهگیری: استارتاپ ناب، نقشه راه شما برای رشد پایدار
همانطور که اریک ریس به وضوح توضیح داد، موفقیت در عصر جدید به این بستگی دارد که آیا ما میتوانیم یک کسبوکار پایدار در اطراف یک محصول خاص بسازیم یا خیر.

با پذیرش کارآفرینی بهعنوان یک مدیریت متفاوت، استفاده از MVP برای یادگیری سریعتر، اندازهگیری پیشرفت بر اساس سنجههای قابل اقدام و پیوت کردن پیش از اتمام منابع، ما میتوانیم از هدررفت منابع در مقیاس صنعتی جلوگیری کنیم.
استارتاپ ناب، بهجای اینکه شما را یک قهرمان الهام گرفته ببیند که باید همه چیز را از اولین تلاش درست انجام دهد، شما را بهعنوان یک دانشمند میبیند که باید فرضیههای خود را سریع و ارزان آزمایش کنید.
این فلسفه به شما این قدرت را میدهد که با کاهش زمان بین پیوتها، شانس موفقیت خود را به طور جادویی افزایش دهید.
فایل PDF این سخنرانی را اینجا میتوانید دانلود کنید
خلاصه کتاب نوپای ناب (استارتاپ ناب)
در مطلبی که قبلا منتشر کرده ام میتوانید خلاصه این کتاب رو هم مرور کنید:
آرشیو رازهای رشد کسب و کار
اگر شما هم در حال راه اندازی و تاسیس یک کسب و کار بوده و یا قصد توسعه و رشد کسب و کار خودتان را دارید، مجموعه مقاله ها و ویدیوها و فایلهای آموزشی مرتبط با رازهای رشد کسب و کارها را دنبال کنید.

من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست و مدرس و مشاور کسب و کار، یکسری مطالب تخصصی از جمله مقاله / کتاب / فیلم و مستند، نمونه های موفق ایرانی و جهانی و ابزارهای نوین برای رشد و توسعه کسب و کارها آماده کرده ام که اگر روی دکمه کلیک کنید به همه آنها دسترسی خواهید داشت:
آخرین رازهای رشد و توسعه کسب و کارها:
- دوره کارآفرینی: از ایده تا خروج (2) استراتژی – میلاد منشی پور
- دوره کارآفرینی: از ایده تا خروج (1) استراتژی – میلاد منشی پور
- رشد کسب و کار: نوپای ناب (Lean Startup) – سخنرانی اریک ریس درباره منابع در کارآفرینی
- خلق ارزش مشترک (Creating Shared Value – CSV)- بازآفرینی سرمایه داری برای رشد
- رازهای رشد کسب و کار و تبدیل شدن به یک موفقیت عظیم – مایک میکالوویچ
- خلاصه کتاب اول سود (Profit First): چطور کسبوکارمان را به سودآوری پایدار برسانیم؟ (فایل PDF)
آموزش بیزینس مدل
اگر به بحث بیزینس مدل (Business Model) علاقمند هستید مجموعه متنوعی از مقاله ها و فیلم های آموزشی در این مورد هم در سایت وجود داره که در لینک زیر میتوانید به آنها دسترسی داشته باشید:

