سرخط خبرها

آخرین نوشته‌های سایت:

مغز انسان و تاخیر سه ثانیه ای (یک فرضیه)

این مطلب هیچ سرو تهی نـدارد! یکی از موضوعاتی است که این اواخـر گاه به گاه بهش فکر میکنم و دوست دارم که توی سایتم ثبتش کنم تا در آینده بتونم بیشتر و بهتر بهش بپـردازم و به عنوان یک بازی ِ علمی و تخیلی بهش نگاه میکنم. دوست دارم مغـزم رو درگیـر چنین مسائلی کنم و از روزمرگی های مردمِ …

ادامه نوشته »

هدیه خوب نوروزی ام، کارت پستال و کتاب

شاید نوشتن چنین مطلبی در سایت خیلی پیش پا افتاده بوده و مرسـوم نباشد، اما خودم معتقدم که ما برای رسیدن به فرهنگی مطلوب در سطح جامعه راهی جـز تکرار و تمرین نداریم. همین نوشتن و بیان کـردن کارهای خوبی که انجام می دهیم و یا برایمان رخ می دهد هم بخشی از همان تمرین است. امروز به دوستی عزیز …

ادامه نوشته »

عکاسی من (۷) – این بار چند عکس

در هفتمین گام از عکاسی من تصمیم گرفتم که چند عکسی که طی روزهای گذشته گرفته ام را اینجا بگذارم. فکر میکنم یک مزیت آن این است که در وقت مخاطب صرفه جویی می شود و می تواند چند عکس را ببیند و از سویی یک ضعف دارد، فرصت فکر کردن و تمرکز بر روی هر عکس کاهش پیدا میکند {هرچند من ادعا …

ادامه نوشته »

معرفی اجمالی پروژه آموزش ورزشی

. . با یکی از دوستان خوب ورزشکارم بر روی پروژه آموزش آنلاین ورزشی کار می کنیم که قرار است در سایتی مجـزا با نامی مناسب و تیمی حرفه ای شروع به کار نمایند. هم اکنون در حال نظر سنجی از مـردم تهـران، متخصصین هر حوزه مرتبط و سنجش منابع و الزامات اولیه هستیم. چشم انداز زیر در گام اول برای …

ادامه نوشته »

مسیر پروانه شدن، دغدغه های جوانی من

. دیشب از نوشتن درمانی با پیش زمینه خستگی و بی حوصلگی نوشتم. امروز عصـر در سایت های خبـری، به دنبال نتایج انتخابات و مـرور خبـرهای دیگر بودم. ذهنم کشش لازم برای مرور و مقایسه خبـر را نداشت و متاسف می شدم برای مردمی که فقط این سایت ها را مــرور می کنند و می خوانند و مطابق این آموخته حرف …

ادامه نوشته »
نوشتن درمانی - اینگونه نوشتن (نویسندگی) حال مرا خوب می‌کند

نوشتن درمانی!

این نوشته خاصیت درمانی دارد برای این روزهایم. بی ساختار و بی سر و ته! اما مفید. یک دلنوشته یا روزنوشته درباره عنوان جالبی به نام «نوشتن درمانی». شما اینجا یک مطلبی را می‌خوانید که با کلمه‌های آن من درمان می‌شوم، اموخته‌ها و یادگیری خودم را مرور می‌کنم، کمی غر می‌زنم و به برنامه‌های آینده نیم‌نگاهی می‌اندازم و با آرامشی …

ادامه نوشته »

روز مهندس و مهندسی که «مهندس» نیست!

با آنکه مهندسی کامپیوتر خوانده ام، اما خودم را مهندس نمی دانم و امروز را هم بی ارتباط به خود می دانم. هرچند پیامک هایی برای تبـریک «روز مهندس» دریافت کردم. واقعا چه کسی را باید مهندس بدانیم؟ مهندس چه ویژگی‌هایی دارد؟ یک خاطره:  چند روز قبل با خانمی که حقوق دانشگاه تهران می خواند،  چند دقیقه ای به صورت …

ادامه نوشته »

خرید کتاب از دخترِ بازاریابِ دست فروش در محل کارم

جلوی باجه ایستاد، آرام و با لبخند. پرسیدم کاری داری؟ گفت: مشتـری را راه بیاندازید من صبر میکنم. چند دقیقه بعد نشست جلوی صندلی باجه و با معرفی خودش به عنوان فروشنده کتاب گفت: کتابهایی را همراه خود دارم که اگر تمایل داشته باشید، نشان تان بدهم. در آن لحظه به هیچ عنوان از دلم نگذشت که کتابی از او …

ادامه نوشته »

مزایای مشتری عصبانی،پرخاشگر،معترض و کم سواد!؟ بخش اول

بخش اول-مقدمه- چرا این بحث را مطرح می کنم؟ قبل از مطرح شدن اصل موضوع، راهکارها و مصادیق و تطبیق آن با زندگی واقعی، می خواهم به چرایی طرح مسئله و باورم به آن بگویم. شنیدن و دیدن این سخن مولا علی (ع) در تمام شعب سراسر کشور که می فرماید: «آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم …

ادامه نوشته »

فیلمِ ترانه دختر سوری برای صلح سوریه

امشب دیدن این ترانه اشک هایم را جاری کرد. دختری سوری که برای سوریه می خواند. با اشک هایش اشک ریختم و برای صلح دعا کردم. برای روزهای خوبی که همه ما، حق بهره مند شدن از آن را داریم. فیلم (ویدیوی) این ترانه می توانید در اینجا به صورت آنلاین مشاهده کنید: . . مسابقه آوازخوانی کودکان عرب  این …

ادامه نوشته »