پروژه پیاز یادگیری زبان انگلیسی

هفته پنجم: زبان انگلیسی را باید آهسته یاد گرفت، فشار نیار!

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

الان هفته‌ی پنجم شروع شده و من هفته‌ی چهارم هم اصلا خوب نبودم. به دلیل سرماخوردگی، عقد و عروسی فامیل و تولد و… من عملا نیمه‌ی هفته‌ی چهارم هیچ‌کاری نکردم. گزارش‌های هفته‌های قبل پروژه پیاز یادگیری زبان انگلیسی را در زیر لیست کرده‌‌ام:

اگر می‌خواهید با اصل این پروژه و تجربه‌های من در این زمینه آشنا شوید، می‌توانید به صفحه‌ی اصلی پروژه پیاز برای یادگیری زبان انگلیسی مراجعه کنید.

هفته پنجم شروع شد و من به مرور و طی روزهای آینده لیست زیر را تکمیل خواهم کرد:

شنبه:

روخوانی از چند کلمه ای که قبلا نوشته بودم

یک شنبه:

هیچ

دوشنبه:

روخوانی از درس ۱۰ کتاب تاپ ناچ ‌ بی . حدود نیم ساعت.

سه شنبه:

چهار ساعت کلاس زبان رفتم.

چهار شنبه:

گزارش به زودی…

پنج شنبه:

هیچ. مسافرت بودم. درگیر انتخاب های بزرگ زندگی

جمعه:

هیچ. مسافرت

نتیجه گیری:

این هفته هم اصلا رضایت از کارم ندارم چرا که واقعا هیچ‌چیزی نخواندم. درگیر یک معامله سنگین، روابط عاطفی و کمی هم استرس هستم، بی‌خوابی شدید هم شده قوزبالای قوز. این هفته نتوانستم وقتی برای زبان بگذارم.
این مسئله را متوجه شدم که استرس و تعدد زیاد برنامه‌ها در کنار اختلال خواب، باعث می‌شود هیچ بهره‌وری نداشته باشم و عملا از کارکردن و پیشرفت برنامه‌هایم ناراضی باشم. کارهای زیادی انجام شده اما این بخش معطل مانده است. باید کمی توازن ایجاد کنم…

برویم سراغ هفته‌ی ششم و یواش یواش زبان خواندن…

لطفا به این مطلب امتیاز دهید 🙂
[Total: ۲ Average: ۳]

13 thoughts on “هفته پنجم: زبان انگلیسی را باید آهسته یاد گرفت، فشار نیار!

  1. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    متنی که امروز خوندم در مورد این بود که خودمون رو عادت بدیم که هر روز،یه چیز جدید یاد بگیریم:
    Be accustomed to learn somerhing new every day!
    لغاتش خیلی سخت نبود و روشون زوم نکردم.
    این هفته من فرصت نمی کنم زبان بخونم.به خاطر این که جمعه امتحان دارم.پس این آخرین گزارش من هست.فعلا بچه ها

  2. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    امروز یه متن در مورد قدردانی از دیگران خوندم.
    چندتا جمله قشنگ یاد گرفتم که براتون دوتاش رو می نویسم:
    ۱٫I would like to say a sincere thank you to everyone who has helped and supported me.
    و همچنین وقتی می خوایم یک نفر پوزش یا معذرت خواهی مون رو قبول کنه،می تونیم بگیم:
    ۲٫please accept my sincere apologies.

  3. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    دیشب به خاطر تب و لرزی کخ داشتم زبان نخوندن اما امشب متنی راجع به خواب خوندم و معنای بعضی از کلمات رو براتون می نویسم:nightmareبه معنای کابوس.restlessبه معنای بی قرار.exhaust به معنای خسته کردن.elevatedبه معنای مرتفع.humidifierبه معنای دستگاه مرطوب کننده‌.membranceبه معنای شامه و ‌…

  4. فرشته says:

    دو شنبه فقط به یک سخنرانی از جول ایستوین درمورد اینکه چه طوری افکار منفی را تبدیل به مثبت کنیم گوش کردم ودر سه شنبه چهارمین روز لغات مرور کردم و یک صفحه از کتاب ۵۰۴را خوندم

  5. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    امروز خیلی دپرس و بی انرژی ام.این روزها حال روحی بدی دارم و استرس امتحانم داره دیوانه ام می کنه.
    یه متنی راجع به self control خوندم.لغاتی که امروز یاد گرفتم:Possess به معنای داشتن.worthwhile به معنای ارزشمند یا سودمند.grit که به معنای سنگریزه هست اما در متن،معنی ثبات می داد.fortitude که تقریبا می شه گفت ازش در متن به عنوان استقامت استفاده شده بود.willpower که مترادف self control هست.temptationبه معنای وسوسه.gratification که در متن به معنای لذت بود.deplete به معنای مصرف کردن.grind به معنای سخت کوشی.overwhelming که تقریبا معادلش در فارسی پرقدرت هست و البته به معنی فشار هم هست و enthusiasm به معنای اشتیاق.
    نسبت به معنی کلمات امروز مطمئن نیستم.برام فقط مهم بود که یه متن رو بخونم و مفهومش رو بفهمم.

  6. رهگذر says:

    یه پیشنهاد
    وقتی کاری انجام ندادید
    بگید انجام ندادید
    دلیلش رو نگید
    چون وقتی میخواید دلیلش رو بگید
    حتما یه دلیلی پیدا می کنید
    و معمولا بهانه جور می کنید

    • سجاد سلیمانی says:

      ممنون ازت. راستش برای من این موضوع نبوده. بیشتر تلاش می کنم ثبت کنم تا بمونه برای من و بعدها بهش نگاه

        • سجاد سلیمانی says:

          بله. اینطوری دقیق نوشتنش باعث میشه خودمم بدونم چرا این کار رو می کنم یا نه
          ممنون

  7. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    امروز در مورد روتین خوندم…نمی دونستم به عادت،rut هم می گن.لغات دیگه ای که یاد گرفتم این ها بودند:fulfillment که تقریبا توی متن معنای رضایت می داد.monotonousکه به معنای یکنواخته.nay که همون نه یا خیر خودمونه😁incidentبه معنای رویداد یا اتفاق و alleviateبه معنای کاهش دادن.

  8. فرشته says:

    اولین روز هفته پنجم به دلیل خستگی زیاد کاری انجام ندادم در دومین روز از هفته پنجم لغات ۵۰۴را مرور کردم

  9. آتنا🧘‍♀️ says:

    سلام سلام.
    امروز یه متن در مورد این خوندم که چه شکلی از شر خصوصیات منفی مون خلاص شیم.
    از فردا سعی می کنم کلمات و جملاتی که یاد می گیرم رو در یک دفتر ثبت کنم که بتونم مرور کنم.
    فعلا همین جا لغاتی که امشب یاد گرفتم رو براتون می نویسم:
    اول از همه لغت turn out که در این متن به معنای ایجاد کردن بود.بعد pull out به معنای ترک کردن.work out که در این متن به معنای تمرین کردن بود وtedious به معنای خسته کننده یا ملال آور.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.