در دنیای کسبوکار امروزی که ایدههای مدیریتی و بهترین شیوهها به راحتی قابل کپیبرداری هستند، رهبران به نوآوری به عنوان منبع اصلی تمایز و مزیت رقابتی نگاه میکنند. تفکر طراحی یا “Design Thinking“، متدولوژیای است که با در بر گرفتن یک اخلاق طراحی انسانمحور، میتواند نحوه توسعه محصولات، خدمات، فرآیندها و حتی استراتژی را تغییر دهد
این رویکرد نه تنها به زیباییشناسی محصول مربوط میشود، بلکه یک رویکرد جامع، خلاقانه، تکرارپذیر و عملی برای یافتن بهترین ایدهها و راهحلها برای مشکلات پیچیده است.

این نوشته بر اساس مقاله ای بلند از هاروارد بیزینس ریویو (لینک) نوشته شده است. برای دیدن آرشیو کامل مقالات هاروارد بیزینس ریویو HBR روی این لینک کلیک کنید.
۱. تفکر طراحی چیست؟ ریشههای انسانمحور نوآوری
تفکر طراحی در سادهترین تعریف، یک دیسیپلین است که از حساسیت و روشهای طراح برای تطبیق نیازهای مردم با آنچه از نظر فنی امکانپذیر است و آنچه یک استراتژی تجاری مناسب میتواند به ارزش مشتری و فرصت بازار تبدیل کند، استفاده میکند.

ریشههای این متدولوژی را میتوان در رویکرد نوآوری توماس ادیسون مشاهده کرد. در حالی که لامپ برق به عنوان امضای اختراع ادیسون شناخته میشود،
او درک کرد که لامپ بدون یک سیستم تولید و انتقال برق که آن را واقعاً مفید کند، چیزی جز یک تردستی نیست. نبوغ ادیسون در توانایی او برای تصور یک بازار کاملاً توسعه یافته نه فقط یک دستگاه مجزا بود

تفکر طراحی از این سنت به ارث رسیده است. نوآوری در این رویکرد، از طریق درک کامل و از راه مشاهده مستقیم آنچه مردم در زندگی خود میخواهند و به آن نیاز دارند، نیرو میگیرد.
نوآوری ادیسونی و کار سخت
ادیسون تنها یک دانشمند متخصص نبود، بلکه یک فرد عمومی گسترده با حس تجاری زیرکانه بود. او با ایجاد یک رویکرد مبتنی بر تیم برای نوآوری، قالب «نابغه مخترع تنها» را شکست.

فرآیند او شامل دورهای بیپایان آزمون و خطا بود—همان «۹۹% عرق ریختن» معروف او در تعریف نبوغ. این رویکرد برای تأیید فرضیههای از پیش تعیین شده نبود، بلکه به منظور کمک به آزمایشگران برای یادگیری چیزی جدید از هر تلاش تکراری بود.
۲. تحول نقش طراحی: از تاکتیک به استراتژی
به لحاظ تاریخی، طراحی به عنوان یک مرحله پاییندستی در فرآیند توسعه در نظر گرفته میشد؛ یعنی نقطهای که طراحان پس از اتمام کار، ایدهای را صرفاً با یک پوشش زیبا ارائه میکردند. این رویکرد نقش تاکتیکی داشت و منجر به خلق ارزش محدود میشد.
اما اکنون، شرکتها از طراحان نمیخواهند که یک ایده توسعهیافته را جذابتر کنند، بلکه میخواهند ایدههایی ایجاد کنند که نیازها و خواستههای مصرفکنندگان را بهتر برآورده سازد. این نقش جدید استراتژیک است و منجر به اشکال جدید و چشمگیر ارزش میشود.
با حرکت اقتصادهای توسعهیافته از تولید صنعتی به کار دانشی و ارائه خدمات، قلمرو نوآوری نیز در حال گسترش است. اهداف نوآوری دیگر فقط محصولات فیزیکی نیستند؛ بلکه فرآیندهای جدید، خدمات، تعاملات مبتنی بر فناوری اطلاعات و روشهای ارتباط و همکاری هستند— دقیقاً همان فعالیتهای انسانمحوری که تفکر طراحی میتواند در آنها تفاوت تعیینکنندهای ایجاد کند.
۳. فرآیند تفکر طراحی: سیستمی از فضاها
فرآیند طراحی به جای یک سری مراحل منظم و از پیش تعریفشده، به صورت استعاری به عنوان سیستمی از فضاها توصیف میشود.
این فضاها فعالیتهای مرتبط مختلفی را مشخص میکنند که با هم پیوستار نوآوری را تشکیل میدهند. اگرچه تفکر طراحی ممکن است برای کسانی که آن را برای اولین بار تجربه میکنند، آشفته به نظر برسد، اما در طول عمر یک پروژه، شرکتکنندگان متوجه میشوند که این فرآیند منطقی است و نتایج را به دست میآورد.

پروژههای طراحی باید از سه فضای اصلی عبور کنند:
۱. الهام (Inspiration)
این فضا به شرایطی اطلاق میشود (خواه یک مشکل یا فرصت) که جستجو برای راهحلها را برمیانگیزد.
فعالیتهای کلیدی: مشاهده جهان و آنچه مردم انجام میدهند، چگونگی فکر کردن و آنچه نیاز دارند. توجه دقیق به کاربران «افراطی» مانند کودکان یا سالمندان. شناسایی محدودیتهای کسبوکار (زمان، منابع).
مثال: شرکت شیمانو (تولیدکننده قطعات دوچرخه) که با رشد ثابت در بخشهای سنتی خود مواجه بود، به دنبال منبع رشد جدید رفت. تیم طراحی با مشاهده، دریافت که ۹۰% بزرگسالان آمریکایی دوچرخهسواری نمیکنند زیرا از تجربه خردهفروشی، پیچیدگی دوچرخهها، هزینهها و نگهداری آنها هراس دارند. این بینش انسانمحور، یک بازار بزرگ و دستنخورده را آشکار کرد.
۲. ایدهپردازی (Ideation)
این فضا فرآیند تولید، توسعه و آزمایش ایدههایی است که ممکن است به راهحل منجر شوند.
فعالیتهای کلیدی: طوفان فکری، ساختن چارچوبهای خلاقانه (نظم از آشوب)، اعمال تفکر یکپارچه و ساختن طرحها و سناریوهای متعدد.
اهمیت نمونهسازی: نمونهسازی باید به سرعت انجام شود و فقط به اندازهای زمان، تلاش و سرمایهگذاری نیاز دارد که برای تولید بازخورد مفید و تکامل ایده لازم است. هدف نمونهسازی تمام کردن نیست، بلکه یادگیری در مورد نقاط قوت و ضعف ایده است.
۳. اجرا (Implementation)
این فضا به ترسیم مسیری به سوی بازار مربوط میشود.
فعالیتهای کلیدی: مهندسی تجربه، تکرار نمونهسازی و آزمایش با کاربران، طراحی استراتژی ارتباطی بازاریابی و ارائه طرح نهایی به کسبوکار
توجه: پروژهها چندین بار در این فضاها (به ویژه دو فضای اول) دور خواهند زد تا ایدهها اصلاح و مسیرهای جدید اتخاذ شوند
۴. ویژگیهای شخصیتی یک متفکر طراحی
برخلاف تصور عمومی، برای متفکر طراحی بودن نیازی به کفشهای عجیب یا لباس خاصی نیست. برخی از ویژگیهایی که باید در متفکران طراحی جستجو کرد عبارتند از:

همدلی (Empathy):
توانایی تصور جهان از چندین دیدگاه (همکاران، مشتریان و کاربران نهایی). متفکران طراحی با رویکرد «اول مردم»، راهحلهایی را تصور میکنند که ذاتاً مطلوب بوده و نیازهای صریح یا پنهان را برآورده میسازند.
تفکر یکپارچه (Integrative Thinking):
نه تنها به فرآیندهای تحلیلی متکی هستند، بلکه توانایی دیدن تمام جنبههای برجسته (و گاه متناقض) یک مشکل گیجکننده را دارند و راهحلهای نوآورانهای ایجاد میکنند که فراتر از گزینههای موجود میرود
خوشبینی (Optimism):
فرض میکنند که صرف نظر از چالشهای یک مشکل، حداقل یک راهحل بالقوه بهتر از جایگزینهای موجود است
تجربهگرایی (Experimentalism):
نوآوریهای مهم از تغییرات افزایشی حاصل نمیشوند. آنها سؤالاتی را مطرح میکنند و محدودیتها را به روشهای خلاقانهای بررسی میکنند که در جهتهای کاملاً جدید پیش میرود
همکاری (Collaboration):
پیچیدگی فزاینده محصولات و خدمات، اسطوره نبوغ خلاق تنها را با واقعیت همکاری بینرشتهای مشتاق جایگزین کرده است.
بهترین متفکران طراحی اغلب دارای تجربه قابل توجه در بیش از یک رشته هستند (مانند مهندسان و بازاریابان، یا معماران و روانشناسان
۵. مثالهای موفق تفکر طراحی در عمل
تفکر طراحی در صنایع مختلف، از خدمات درمانی تا محصولات مصرفی، نتایج چشمگیری داشته است:
۵.۱. بهبود تجربه پرستاران در Kaiser Permanente
یک ارائهدهنده بزرگ خدمات بهداشتی به نام کایزر پرمننته (Kaiser Permanente)، با هدف بهبود کیفیت کلی تجربه بیماران و پزشکان، از تفکر طراحی استفاده کرد. یک تیم بینرشتهای با پرستاران همکاری کرد تا مشکلات موجود در تغییر شیفت کارکنان پرستاری را شناسایی کند.

مشکل: پرستاران به طور معمول ۴۵ دقیقه اول هر شیفت را صرفاً در ایستگاه پرستاری برای جمعآوری اطلاعات (از طریق دیکته یا یادداشتبرداری سریع روی تکههای کاغذ) میکردند. این فرآیند طولانی بود و اغلب باعث میشد پرستاران از جزئیات مهمی مانند حال بیمار در شیفت قبل، یا حضور اعضای خانواده بیاطلاع بمانند.
راهحل طراحیشده: تیم طراحی، راهحلی را به وجود آورد که در آن انتقال اطلاعات در مقابل خود بیمار صورت میگرفت و نه در ایستگاه پرستاری. آنها یک نمونه اولیه کاری را در یک هفته ساختند که شامل روالهای جدید و یک نرمافزار ساده بود که پرستاران میتوانستند یادداشتهای شیفت قبلی را مشاهده و یادداشتهای جدید را اضافه کنند.
نتیجه: این تغییر باعث بیش از نصف شدن میانگین فاصله زمانی بین ورود پرستار و اولین تعامل با بیمار شد، که زمان پرستاری زیادی را آزاد کرد. همچنین رضایت شغلی پرستاران افزایش یافت
۵.۲. نوآوری سیستمی در Aravind Eye Care System
سیستم مراقبت از چشم آراویند در هند، یک سیستم درمانی جامع را طراحی کرد که هدف آن ریشهکن کردن نابینایی غیرضروری در بین جمعیت هند، از جمله فقرای روستایی است.
چالش: چالش آراویند لجستیکی بود: چگونه خدمات چشمپزشکی را به جمعیتی دور از مراکز شهری (که بیمارستانهای آراویند در آن قرار دارند) ارائه دهد.

راهحل طراحیشده: آراویند با استفاده از دو محدودیت عمده (فقر و دوری مشتریان و عدم دسترسی به راهحلهای گرانقیمت) به عنوان سرچشمه خلاقیت، یک راهحل سیستمی ساخت. آنها «کمپهای چشم» سیار را در مناطق روستایی برگزار کردند تا بیماران را غربالگری کرده و کسانی که نیاز به جراحی دارند را با اتوبوس به مراکز شهری منتقل کنند.
همچنین، آراویند به جای تلاش برای متقاعد کردن تأمینکنندگان غربی که لنزهای داخل چشمی ۲۰۰ دلاری میفروختند، کارخانه تولید خود را در زیرزمین یکی از بیمارستانها بنا کرد و توانست لنزها را با هزینه ۴ دلار برای هر جفت تولید کند.
۵.۳. خلق تجربه «Keep the Change» در Bank of America
در سال ۲۰۰۵، بانک آو آمریکا یک سرویس پسانداز جدید به نام “Keep the Change” (باقیمانده را نگه دار) راهاندازی کرد. تیم IDEO با همکاری بانک، رفتار مصرفکنندهای را شناسایی کرد که در آن افراد پول خُرد دریافتی را در خانه پسانداز میکنند.
راهحل طراحیشده: نوآوری بانک آو آمریکا این بود که این رفتار را در یک حساب کارت بدهی (Debit Card) تعبیه کند. مشتریانی که با کارت بدهی خرید میکردند، میتوانستند انتخاب کنند که کل مبلغ به نزدیکترین دلار گرد شود و مابهالتفاوت به حساب پسانداز آنها واریز شود.
نتیجه: موفقیت این نوآوری در جذابیت عاطفی و غریزی آن نهفته بود؛ یعنی امکان پسانداز پول به روشی بدون درد و نامرئی. در کمتر از یک سال، این برنامه ۲.۵ میلیون مشتری جذب کرد و در مجموع بیش از ۵۰۰ میلیون دلار توسط ۵ میلیون نفر پسانداز شد
۶. چگونه تفکر طراحی را جزئی از فرآیند نوآوری کنیم؟
برای استفاده حداکثری از پتانسیل تفکر طراحی در سازمان، باید شیوههای زیر را در فرآیند نوآوری در نظر گرفت:

- از ابتدا شروع کنید: متفکران طراحی را از همان ابتدای فرآیند نوآوری، قبل از تعیین هرگونه مسیر، درگیر کنید.
- رویکرد انسانمحور داشته باشید: نوآوری علاوه بر ملاحظات تجاری و فناوری، باید رفتار، نیازها و ترجیحات انسانی را نیز در نظر بگیرد. تحقیقات مبتنی بر مشاهده مستقیم، بینشهای غیرمنتظرهای به دست میآورد.
- زود و مکرر آزمایش کنید: انتظار آزمایش سریع و نمونهسازی را ایجاد کنید. تیمها را تشویق کنید که در هفته اول پروژه یک نمونه اولیه ایجاد کنند
- کمک خارجی بخواهید: اکوسیستم نوآوری را با جستجوی فرصتهای خلق مشترک با مشتریان و مصرفکنندگان گسترش دهید
- پروژههای بزرگ و کوچک را ترکیب کنید: یک مجموعه نوآوری را مدیریت کنید که از ایدههای افزایشی کوتاهمدت تا ایدههای انقلابی بلندمدت را شامل میشود
- بودجهریزی را با سرعت نوآوری تطبیق دهید: تفکر طراحی به سرعت اتفاق میافتد، اما مسیر رسیدن به بازار میتواند غیرقابل پیشبینی باشد. به جای اتکا به چرخههای بودجهریزی دست و پاگیر، آماده باشید تا رویکرد تأمین مالی خود را با پیشرفت پروژهها بازنگری کنید
- استعدادها را پیدا کنید: به دنبال استخدام افرادی از برنامههای میانرشتهای باشید. همچنین میتوانید افراد غیرطراح با ویژگیهای مناسب (مانند همدلی و تجربهگرایی) را برای نقشهای تفکر طراحی آموزش دهید.
- برای چرخه کامل طراحی کنید: پروژههای طراحی ممکن است برای رسیدن از الهام به اجرا، زمان بیشتری نسبت به دورههای جابجایی کارکنان نیاز داشته باشند. وظایف را طوری برنامهریزی کنید که متفکران طراحی کل چرخه را تجربه کنند؛ این امر قضاوت بهتر و مزایای بلندمدت عالی برای سازمان ایجاد میکند
نتیجهگیری
تفکر طراحی ابزاری است برای تصور و همچنین شکل دادن به تجربیات پیچیدهای که نیازهای مادی و عاطفی ما را برآورده میسازند.

از مراقبتهای بهداشتی غیرقابل دسترس تا مشکلات انرژی و سیستمهای آموزشی شکستخورده، همه مشکلات بزرگ امروز در هسته خود انسان دارند. تفکر طراحی دقیقاً همان رویکرد انسانمحور، خلاقانه، تکرارپذیر و عملی است که برای یافتن بهترین ایدهها و راهحلها مورد نیاز است.
دانلود PDF اسلاید خلاصه
روی دکمه زیر بزنید تا PDF رایگان خلاصه و چکیده این مطلب را به صورت اسلایدی دانلود کنید:
مطالب مرتبط با تفکر طراحی
اینجا آرشیو کاملی از مطالب مرتبط با تفکر طراحی در کسب و کار را گردآوری کرده ام.

من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست و مدرس و مشاور کسب و کار، یکسری مطالب تخصصی از جمله مقاله / کتاب / فیلم و مستند، نمونه های موفق ایرانی و جهانی درباره تفکر طراحی در کسب و کار آماده کرده ام که اگر روی دکمه کلیک کنید به همه آنها دسترسی خواهید داشت:
آخرین نوشته های مرتبط:
آموزش بیزینس مدل
اگر به بحث بیزینس مدل (Business Model) علاقمند هستید مجموعه متنوعی از مقاله ها و فیلم های آموزشی در این مورد هم در سایت وجود داره که در لینک زیر میتوانید به آنها دسترسی داشته باشید:

