در کتاب «جنگ ابدی – The Forever War»، نوشتهی دکستر فیلکینز، خبرنگار خارجی نیویورک تایمز، که به طور فصیح و تکاندهندهای دربارهی تجربیاتش در پوشش جنگهای افغانستان و عراق نوشته شده است، این حکایت مرا تحت تأثیر قرار داد.
بیزینس مدل در شرایط جنگ و بحران!

| «روزی در نزدیکی قندهار به یک میدان مین برخوردم که به خودی خود چیز خارقالعادهای نبود، و در کنار آن مردی به نام جمعه خان گلعلی بود. میدان روشن و سبز بود. گلعلی قصاب بود و میزش را آنجا چیده بود، پیشبند و چاقوهایش آماده بود. گلعلی توضیح داد که هر روز، بزی برای چریدن به میدان سبز و پر از علف میرفت و روی یک مین زمینی پا میگذاشت و منفجر میشد. گلعلی به میدان میرفت و لاشه را برمیداشت – خودش هم مثل او با مینها مبارزه میکرد – بز پیر را روی میز میانداخت و گوشتش را برای فروش تکه تکه میکرد.» |
هرچند نوآوری حتی در بهترین شرایط سخت باشد، نوآوری در شرایط بحرانی به استعداد ویژهای نیاز دارد.
البته وضعیت آقای گلعلی، پس از بیش از دو دهه جنگ در افغانستان، به درستی با چالشهای اقتصادی که امروز با آن مواجه هستیم قابل مقایسه نیست.
اما الهامبخش واقعی در ایجاد یک اکوسیستم واقعاً وخیم به نفع خود وجود دارد.
بیزینس مدل شما در زمان بد
اگر باد موافق نمی وزد و هیچ خیری نمیآورد، مثال این داستان(بز روزانه آقای گلعلی)، چه معادلی در کسب و کار شما دارد؟
مطالب مرتبط با این پست:
این پست با دو سری از نوشته های من همسو است، هر کدام را علاقمند هستید، دنبال کنید:
