blue-ocean-strategy-book-summary-2 خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (بخش دوم)

خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (بخش دوم) Blue Ocean Strategy

در این پست، بخش دوم از «کتاب استراتژی اقیانوس آبی» (Blue Ocean Strategy) براتون آماده شده است. در این پست با تمرکز بر «فرمول‌بندی استراتژی اقیانوس آبی» (Formulating Blue Ocean Strategy) و بر اساس فصل‌های ۳ تا ۶ کتاب، به شکلی بسیار دقیق، جامع، خلاصه کتاب رو برای علاقمندان آماده شده است.

در بخش اول خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (لینک در انتهای پست هست)، با مفهوم انقلابی «استراتژی اقیانوس آبی» و ابزارهایی نظیر «بوم استراتژی» آشنا شدیم. اما دانستن مفاهیم کافی نیست؛ جادوی واقعی در اجرا و طراحی نهفته است.
در این پست (بخش دوم)، ما وارد موتورخانه استراتژی می‌شویم.

  • چگونه می‌توان فرصت‌های اقیانوس آبی را به طور سیستماتیک شناسایی کرد؟
  • چگونه می‌توان تقاضایی را دید که دیگران نمی‌بینند؟
  • و چگونه می‌توان مدلی ساخت که سودآوری آن تضمین شده باشد؟

در خلاصه این بخش از کتاب کلیدواژه های اصلی که مرور خواهیم کرد این ها هستند: استراتژی اقیانوس آبی، فرمول‌بندی استراتژی، بوم استراتژی، نوآوری ارزش، بازسازی مرزهای بازار، غیرمشتریان، استراتژی قیمت‌گذاری، مدل کسب‌وکار، چان کیم، رنه مابورنیا، اقیانوس قرمز.

به شکل خلاصه میتوان گفت هدف این فصل از کتاب اینه: نقشه راه گام‌به‌گام برای طراحی کسب‌وکاری بی‌رقیب.

مقدمه: عبور از شانس و اقبال به سمت سیستم‌سازی

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند خلق یک بازار جدید (اقیانوس آبی) نیازمند نبوغ ذاتی یا شانس محض است. اما تحقیقات ۱۰ ساله پروفسور چان کیم و رنه مابورنیا نشان می‌دهد که خلق اقیانوس آبی یک فرآیند شانسی نیست؛ بلکه یک فرآیند قابل تکرار، سیستماتیک و مبتنی بر الگوهای مشخص است.

در مرحله «فرمول‌بندی»، ما باید چهار اصل کلیدی را رعایت کنیم تا ریسک‌های طراحی استراتژی را به حداقل برسانیم:

  1. بازسازی مرزهای بازار (برای کاهش ریسک جستجو)
  2. تمرکز بر تصویر کلان (برای کاهش ریسک برنامه‌ریزی)
  3. فراتر رفتن از تقاضای موجود (برای کاهش ریسک مقیاس)
  4. رعایت ترتیب صحیح استراتژیک (برای کاهش ریسک مدل کسب‌وکار)

در ادامه، هر یک از این اصول را با جزئیات دقیق و مثال‌های واقعی بررسی می‌کنیم.

اصل اول: بازسازی مرزهای بازار (Reconstruct Market Boundaries)

اصل اول رو با چارچوب شش گانه ای پیش خواهیم گرفت که پیش فرضهای ذهنی ما را به چالش میکشد. در ادامه هر اصل رابه صورت خلاصه به همراه مثال، مرور خواهیم کرد:

چارچوب ۶ مسیر (The Six Paths Framework)

بزرگترین مانع در برابر کشف اقیانوس‌های آبی، پیش‌فرض‌های ذهنی ماست. اکثر شرکت‌ها در دیوارهای نامرئی صنعت خود گرفتار شده‌اند.
برای شکستن این دیوارها، ابزاری به نام «چارچوب ۶ مسیر» وجود دارد. این مسیرها به شما کمک می‌کنند تا از رقابت مستقیم خارج شده و فضاهای بکر بازار را ببینید.

مسیر ۱: نگاه به صنایع جایگزین (Alternative Industries)

کسب‌وکارها معمولاً فقط با رقبای مستقیم خود می‌جنگند (مثلاً بنز با بی ام و). اما مشتریان در ذهن خود گزینه‌های «جایگزین» را هم بررسی می‌کنند. جایگزین‌ها محصولاتی هستند که کارکرد یا شکل متفاوتی دارند اما هدف یکسانی را محقق می‌کنند.

  • مثال NetJets:
    شرکت نت‌جتز متوجه شد که مسافران تجاری دو گزینه دارند: پروازهای تجاری (ارزان اما پردردسر) یا جت‌های شرکتی (راحت اما گران).
    نت‌جتز با مدل «مالکیت کسری» (Fractional Ownership)، راحتی جت خصوصی را با قیمتی نزدیک به پرواز تجاری (بلیت فرست کلاس) ارائه داد و اقیانوس آبی خود را با جذب مشتریان از هر دو صنعت خلق کرد.
  • مثال NTT DoCoMo:
    این شرکت ژاپنی دید که اینترنت (روی PC) و موبایل دو صنعت جایگزین برای ارتباطات هستند. اینترنت اطلاعات زیاد اما دسترسی سخت داشت؛ موبایل دسترسی آسان اما اطلاعات کم داشت.
    سرویس i-mode با ترکیب مزایای هر دو (دسترسی سریع به اطلاعات منتخب روی موبایل)، اینترنت موبایل را در ژاپن متحول کرد.

مسیر ۲: نگاه به گروه‌های استراتژیک در صنعت (Strategic Groups)

در هر صنعت، گروه‌هایی وجود دارند که استراتژی مشابهی دارند (مثلاً خودروهای لوکس در برابر خودروهای اقتصادی). اکثر شرکت‌ها سعی می‌کنند در گروه خود بهترین باشند. خالقان اقیانوس آبی می‌پرسند: چرا مشتریان بین این گروه‌ها جابجا می‌شوند؟

  • مثال Curves:
    باشگاه‌های ورزشی سنتی (گران، مجهز، محیط اجتماعی) و نوارهای ویدئویی تمرین در خانه (ارزان، تنها، سریع) دو گروه استراتژیک بودند.
    بانوان معمولاً در باشگاه‌ها احساس راحتی نمی‌کردند و در خانه هم انگیزه نداشتند.
    شرکت Curves با حذف امکانات لوکس (سونا، آینه، مردان!) و ارائه یک محیط ساده و سریع ۳۰ دقیقه‌ای مخصوص بانوان، مزایای هر دو گروه را ترکیب کرد و بازاری عظیم ساخت.

مسیر ۳: نگاه به زنجیره خریداران (Chain of Buyers)

در بسیاری از صنایع، «خریدار نهایی» با «مصرف‌کننده» یا «تأثیرگذار» متفاوت است. شرکت‌ها معمولاً روی یک گروه تمرکز می‌کنند. تغییر این تمرکز می‌تواند اقیانوس آبی خلق کند.

  • مثال Novo Nordisk:
    صنعت انسولین به طور سنتی روی پزشکان (تأثیرگذاران) تمرکز داشت و سرنگ‌های پیچیده می‌ساخت. نوو نوردیسک توجه خود را به بیماران (مصرف‌کنندگان) معطوف کرد.
    آن‌ها متوجه شدند بیماران از تزریق در محیط عمومی خجالت می‌کشند. نتیجه تولید NovoPen بود؛ ابزاری شبیه خودنویس که تزریق را آسان و محرمانه کرد.
  • مثال Bloomberg:
    صنعت اطلاعات مالی روی مدیران IT (خریداران) تمرکز داشت. بلومبرگ روی معامله‌گران (کاربران) تمرکز کرد و سیستم‌هایی ساخت که استفاده از آن‌ها برای تحلیلگران راحت بود، نه فقط برای مدیران IT.

مسیر ۴: نگاه به محصولات و خدمات مکمل (Complementary Offerings)

ارزش محصولات شما اغلب تحت تأثیر محصولات دیگری است که مشتری استفاده می‌کند. آیا قبل، بعد یا در حین استفاده از محصول شما، مشتری دچار دردسر می‌شود؟

  • مثال NABI:
    شرکت اتوبوس‌سازی NABI متوجه شد که شهرداری‌ها نگران قیمت خرید اتوبوس هستند، اما هزینه اصلی مربوط به تعمیرات و سوخت در طول ۱۲ سال است (محصولات مکمل).
    شرکت NABI با استفاده از بدنه فایبرگلاس (به جای فولاد)، قیمت اولیه را بالا برد اما هزینه‌های نگهداری (زنگ زدگی، مصرف سوخت) را به شدت کاهش داد و اقیانوس آبی ساخت.
  • مثال کتری‌های فیلیپس:
    مشکل چای در انگلستان، رسوب آب بود (محصول مکمل). فیلیپس کتری‌ای ساخت که فیلتر رسوب‌گیر داشت و صنعت را متحول کرد.

مسیر ۵: نگاه به جاذبه‌های عملکردی یا احساسی (Functional or Emotional Appeal)

برخی صنایع روی قیمت و کارایی (عملکردی) رقابت می‌کنند و برخی روی احساسات و پرستیژ. به چالش کشیدن این جهت‌گیری می‌تواند بازار جدیدی بسازد.

  • مثال QB House:
    صنعت آرایشگاه مردانه در ژاپن بسیار احساسی بود (حوله گرم، ماساژ، پذیرایی) و یک ساعت طول می‌کشید.
    شرکت QB House تمام این‌ها را حذف کرد و آرایشگاه را به یک سرویس کاملاً عملکردی تبدیل کرد: ۱۰ دقیقه زمان، قیمت پایین، و رعایت بهداشت بالا با سیستم‌های خودکار.
  • مثال Cemex:
    این شرکت سیمان در مکزیک، محصولی کاملاً عملکردی (سیمان) را به محصولی احساسی (هدیه‌ای عاشقانه برای ساختن اتاق رویایی) تبدیل کرد و با طرح‌های پس‌انداز جمعی (Patrimonio Hoy)، بازار فقیرترین قشر را فعال کرد.

مسیر ۶: نگاه به زمان و روندها (Look Across Time)

بسیاری از شرکت‌ها به روندها واکنش نشان می‌دهند. استراتژیست‌های اقیانوس آبی اما می‌پرسند: اگر این روند به نتیجه منطقی خود برسد، چه ارزشی برای مشتری خلق می‌شود؟

  • مثال iTunes اپل:
    اپل متوجه روند اشتراک‌گذاری غیرقانونی موسیقی (Napster) شد. این روند نشان می‌داد مردم خواهان خرید تک‌آهنگ دیجیتال هستند نه کل آلبوم فیزیکی.
    اپل با راه‌اندازی iTunes، کیفیت بالا و قانونی بودن را به این روند اضافه کرد و بازار موسیقی دیجیتال را تسخیر کرد.

سجاد سلیمانی، استراتژیست و مشاور کسب و کار

تولد سجاد سلیمانی

من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست، مدرس و مشاور کسب و کار و موسس و میزبان پادکست اکنون. تلاش میکنیم در این بخش از سایت، نوشته ها، کتاب، مقاله، فیلم و پادکست های جدید و مرتبط با خلق مدل های کسب و کارها را معرفی و آموزش بدهم. چند هدف دنبال میکنم:

  • راهنما و الگویی برای راه اندازی کار و شروع بیزینس
  • توسعه کسب و کارها (با شناخت نقاط ضعف و قوت و بهبود فرآیندها)
  • تغییر مدل کسب و کار مجموعه

اگر شما هم صاحب کسب و کاری هستید یا تمایل دارید یک بیزینس جدید راه اندازی کنید، من می توانم به عنوان مشاور و بیزینس کوچ در خدمت شما (تیم سازمانی شما) عزیزان باشم. با من در تماس باشید.

همچنین من کارگاه های آموزشی عمومی و سازمان معماری و طراحی کسب و کار نیز برگزار میکنم. اگر قصد برگزاری چنین کارگاه و کلاس های آموزشی رو دارید، از طریق لینک زیر میتوانید با من در تماس باشید:

اصل دوم: تمرکز بر تصویر کلان، نه اعداد (Focus on the Big Picture)

فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک در اکثر شرکت‌ها به یک کابوس بوروکراتیک تبدیل شده است: پر از اکسل‌ها، بودجه‌بندی‌های دقیق و اسلایدهای بی‌پایان که هیچ استراتژی واقعی در آن‌ها نیست.
اصل دوم می‌گوید: به جای سندسازی، نقاشی کنید!

۴ مرحله بصری‌سازی استراتژی

در ادامه هر بخش رو به صورت جداگانه و کوتاه و مختصر توضیح میدهم:

۱. بیداری بصری (Visual Awakening)

معمولاً مدیران بر سر وضعیت فعلی شرکت توافق ندارند. اولین قدم ترسیم «بوم استراتژی فعلی» (As-Is Strategy Canvas) است.

  • مثال EFS:
    گروه خدمات مالی اروپایی (EFS) دو تیم تشکیل داد تا وضعیت فعلی را ترسیم کنند. نتیجه شوکه‌کننده بود: نمودار ارزش آن‌ها کاملاً شبیه رقبا بود و فاقد تمرکز.
    دیدن این تصویر، نیاز به تغییر را برای همه اثبات کرد، بسیار بهتر از بحث‌های کلامی.

۲. اکتشاف بصری (Visual Exploration)

حال باید به میدان بروید. گزارش‌ها را کنار بگذارید. مدیران باید شخصاً با مشتریان، غیرمشتریان و مشتریانِ رقبا صحبت کنند.

  • قانون مهم:
    چشم‌هایتان را برون‌سپاری نکنید! هیچ گزارش بازاریابی نمی‌تواند جایگزین مشاهده مستقیم شود.
    مدیران EFS به مدت ۴ هفته به میدان رفتند و متوجه شدند چیزهایی که فکر می‌کردند مهم است (مثل مدیران ارتباط با مشتری)، برای مشتریان آزاردهنده است و چیزهایی که نادیده گرفته بودند (تأیید سریع تراکنش)، حیاتی است.

۳. نمایشگاه استراتژی بصری (Visual Strategy Fair)

تیم‌ها باید بر اساس مشاهدات، چندین بوم استراتژی جدید (To-Be) طراحی کنند. سپس این بوم‌ها در یک جلسه با حضور مدیران ارشد، مشتریان و حتی غیرمشتریان به رأی گذاشته می‌شود.

  • این مرحله سیاست‌بازی را حذف می‌کند. هر استراتژی باید در ۱۰ دقیقه قابل توضیح باشد.
    در EFS، این فرآیند منجر به حذف بسیاری از پیچیدگی‌ها و خلق استراتژی جدیدی شد که شبیه «فدکسِ صنعت مالی» بود.

۴. ارتباط بصری (Visual Communication)

استراتژی نهایی باید در یک صفحه (بوم استراتژی قبل و بعد) خلاصه شود و به تمام کارکنان داده شود.
این تصویر ساده، قطب‌نمای تصمیم‌گیری‌های روزانه می‌شود. هر کارمند می‌داند چه چیزی باید حذف شود و چه چیزی باید خلق شود.

نقشه PMS: پیشگامان، مهاجران، ساکنان

برای مدیریت پورتفوی شرکت، از نقشه Pioneer-Migrator-Settler استفاده کنید:

  • ساکنان (Settlers): کسب‌وکارهای «من هم همینطور». در اقیانوس قرمز هستند و رشد کمی دارند.
  • مهاجران (Migrators): بهبودهای ارزشی ارائه می‌دهند اما نوآوری بنیادی ندارند.
  • پیشگامان (Pioneers): خالقان اقیانوس آبی با منحنی ارزش کاملاً متفاوت.
  • هدف: تعادل پورتفو را به سمت پیشگامان ببرید تا رشد سودآور آینده تضمین شود.

اصل سوم: فراتر رفتن از تقاضای موجود (Reach Beyond Existing Demand)

استراتژیست‌های سنتی سعی می‌کنند با «بخش‌بندی دقیق‌تر» (Segmentation) و تمرکز بر نیازهای خاص مشتریان فعلی، سهم بازار بگیرند. اما این کار بازار را کوچک می‌کند.
استراتژی اقیانوس آبی برعکس عمل می‌کند: تمرکز بر غیرمشتریان و پیدا کردن اشتراکات آن‌ها.

سه لایه غیرمشتریان (Three Tiers of Noncustomers)

هر سه لایه غیرمشتریان رو به صورت کوتاه و جداگانه در ادامه توضیح میدم:

لایه اول: غیرمشتریان در آستانه (Soon-to-be)

کسانی که از محصول شما استفاده می‌کنند اما منتظرند به محض پیدا کردن گزینه‌ای بهتر، شما را ترک کنند. آن‌ها در لبه بازار نشسته‌اند.

  • مثال Pret A Manger:
    کارمندان شهری که مجبور بودند برای ناهار به رستوران بروند (زمان‌بر و گران) یا از خانه غذا بیاورند. پرت ا منگر با ارائه ساندویچ‌های آماده، سالم و سریع، این تقاضای عظیم را که در آستانه ترک رستوران‌ها بود، جذب کرد.

لایه دوم: غیرمشتریان امتناع‌کننده (Refusing)

کسانی که محصول شما را دیده‌اند اما آگاهانه تصمیم گرفته‌اند از آن استفاده نکنند (چون گران یا پیچیده است).

  • مثال JCDecaux:
    شرکت‌های تبلیغاتی از بیلبوردهای شهری استفاده نمی‌کردند چون زمان دیده شدن آن‌ها کم بود.
    جی‌سی‌دکو با ابداع «مبلمان شهری» (ایستگاه‌های اتوبوس تبلیغاتی)، فضایی را در مرکز شهر فراهم کرد که مردم زمان بیشتری آنجا توقف می‌کردند.
    این کار موجی از مشتریان جدید را وارد صنعت تبلیغات محیطی کرد.

لایه سوم: غیرمشتریان کشف‌نشده (Unexplored)

کسانی که در بازارهای دوردست هستند و هرگز به صنعت شما به عنوان یک گزینه نگاه نکرده‌اند.

  • مثال سفید کردن دندان:
    سال‌ها تصور می‌شد این کار فقط وظیفه دندانپزشکان است. تا اینکه شرکت‌های خمیردندان‌سازی متوجه شدند این نیاز می‌تواند توسط آن‌ها نیز رفع شود و بازار عظیمی از مشتریان جدید خلق کردند.
  • مثال جنگنده F-35 (JSF):
    نیروی هوایی، دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا هرکدام هواپیمای جداگانه می‌خواستند (بخش‌بندی).
    پروژه JSF با تمرکز بر اشتراکات این سه گروه (دوام، نگهداری آسان، رادارگریزی) و نادیده گرفتن تفاوت‌های جزئی، یک هواپیما برای همه ساخت و هزینه‌ها را به شدت کاهش داد.

اصل چهارم: رعایت ترتیب صحیح استراتژیک (Get the Strategic Sequence Right)

حتی اگر ایده خوبی داشته باشید، اگر مدل کسب‌وکارتان غلط باشد، شکست می‌خورید. کیم و مابورنیا یک توالی ۴ مرحله‌ای برای اعتبارسنجی ایده پیشنهاد می‌کنند.

۱. مطلوبیت برای خریدار (Buyer Utility)

آیا ایده شما واقعاً زندگی مشتری را راحت‌تر، جذاب‌تر یا کم‌ریسک‌تر می‌کند؟

  • تست شکست‌خورده (فیلیپس CD-i):
    دستگاهی که همه کار می‌کرد (بازی، آموزش، موسیقی) اما استفاده از آن پیچیده بود و نرم‌افزار کافی نداشت. تکنولوژی بالا بود، اما مطلوبیت برای خریدار نداشت.
  • نقشه مطلوبیت خریدار (Buyer Utility Map):
    جدولی ۶ در ۶ که چرخه تجربه خریدار (خرید، تحویل، استفاده، مکمل‌ها، نگهداری، دورریز) را در برابر اهرم‌های مطلوبیت (بهره‌وری، سادگی، راحتی، ریسک، سرگرمی، دوستی با محیط زیست) قرار می‌دهد.
    مدل T فورد توانست دردسرهای نگهداری و استفاده در جاده‌های گلی را حذف کند.

۲. قیمت استراتژیک (Strategic Price)

آیا قیمتی گذاشته‌اید که توده مردم توانایی پرداخت آن را داشته باشند؟

  • در اقتصادهای مبتنی بر دانش و شبکه، باید از همان روز اول قیمت را طوری تعیین کنید که حجم عظیمی از مشتریان جذب شوند تا کپی‌برداری برای رقبا سخت شود.
  • راهرو قیمت توده مردم (Price Corridor of the Mass):
    قیمت خود را نه فقط با رقبا، بلکه با جایگزین‌های متفاوت مقایسه کنید. مثلاً فورد مدل T قیمت خود را با «کالسکه اسبی» مقایسه کرد، نه با خودروهای لوکس آن زمان. ساوت‌وست ایرلاینز قیمت خود را با «سفر با اتومبیل» مقایسه کرد.

۳. هزینه هدف (Target Costing)

آیا می‌توانید با آن قیمت استراتژیک، سود کنید؟

  • قانون طلایی اقیانوس آبی:
    قیمت استراتژیک – سود مورد نظر = هزینه هدف.
  • هرگز اجازه ندهید هزینه‌ها قیمت را تعیین کنند (Cost-plus pricing ممنوع!). اگر هزینه بالاست، باید مدل عملیاتی را تغییر دهید.
  • مثال Swatch: سواچ برای مقابله با ساعت‌های ارزان آسیایی، قیمت ۴۰ دلار را تعیین کرد. برای رسیدن به سود در این قیمت، مهندسی ساعت را تغییر داد (کاهش قطعات از ۱۵۰ به ۵۱) و تکنولوژی پلاستیک را جایگزین فلز کرد.
  • مثال IKEA: استفاده از مشارکت با تولیدکنندگان جهانی برای کاهش هزینه.

۴. پذیرش (Adoption)

آیا موانع پذیرش ایده را برطرف کرده‌اید؟ قبل از اجرا، باید ترس‌های سه گروه را برطرف کنید:

  1. کارمندان: آیا می‌ترسند شغلشان را از دست بدهند؟ (مثل مریل لینچ که کارمندانش علیه کارگزاری آنلاین شورش کردند).
  2. شرکای تجاری: آیا شرکا احساس تهدید می‌کنند؟ (مثل SAP که با آموزش مشاوران، ترس آن‌ها از نرم‌افزار سریع ASAP را از بین برد).
  3. عموم مردم: آیا نگرانی اخلاقی یا اجتماعی وجود دارد؟ (مثل مخالفت‌ها با غذاهای اصلاح ژنتیکی شده مونسانتو).

شاخص ایده اقیانوس آبی (BOI Index)

در نهایت، ایده خود را با یک چک‌لیست ۴ سوالی بسنجید:

  1. آیا مطلوبیت استثنایی دارد؟
  2. آیا قیمت آن برای توده مردم در دسترس است؟
  3. آیا هزینه هدف قابل دستیابی است؟
  4. آیا موانع پذیرش برطرف شده‌اند؟ اگر پاسخ هر ۴ سوال مثبت است (مثل i-mode دوکومو)، شما آماده اجرا هستید.

نتیجه‌گیری: از طراحی تا واقعیت

فرمول‌بندی استراتژی اقیانوس آبی، فرآیندی دقیق برای کاهش ریسک و افزایش شانس موفقیت است.
با نگاه به فراسوی مرزهای بازار، تمرکز بر تصاویر کلان به جای اعداد جزئی، و رعایت توالی درست (مطلوبیت، قیمت، هزینه، پذیرش)، شما می‌توانید طرحی بریزید که رقابت را بی‌معنا کند.

اما داشتن یک طرح عالی، تنها نیمی از راه است. نیمه دوم و شاید دشوارتر، «اجرای استراتژی» است.

  • چگونه می‌توان سازمانی که به روش‌های قدیمی عادت کرده را تغییر داد؟
  • چگونه بر موانع سیاسی، کمبود منابع و بی‌انگیزگی کارکنان غلبه کرد؟

در بخش سوم و پایانی این سری مقالات، به «اجرای استراتژی اقیانوس آبی» خواهیم پرداخت و مفهوم قدرتمند «رهبری نقطه عطف» (Tipping Point Leadership) را بررسی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا استراتژی اقیانوس آبی فقط برای استارتاپ‌هاست؟
خیر. همانطور که در مثال‌هایی مثل جنرال موتورز، کرایسلر، IBM و سامسونگ دیدیم، شرکت‌های باسابقه (Incumbents) نیز می‌توانند و باید اقیانوس آبی خلق کنند. در واقع، اکثر اقیانوس‌های آبی از دلِ کسب‌وکارهای موجود بیرون می‌آیند.

۲. آیا این استراتژی همیشه به تکنولوژی جدید نیاز دارد؟
لزوماً خیر. نوآوری در ارزش (Value Innovation) مهم‌تر از نوآوری در تکنولوژی است. استارباکس، سیرک آفتاب و رالف لورن بدون تکنولوژی پیچیده، بازارهای جدیدی خلق کردند.

۳. تفاوت اصلی بین استراتژی قرمز و آبی در چیست؟
استراتژی قرمز بر «شکست دادن رقبا» و گرفتن سهم بیشتر از بازار موجود تمرکز دارد (بازی با جمع صفر). استراتژی آبی بر «بی‌معنا کردن رقابت» و خلق تقاضای جدید تمرکز دارد (بازی برد-برد).

منبع + لینک بخش های بعدی کتاب

این مقاله بر اساس بخش دوم (فصل‌های ۳ تا ۶) کتاب استراتژی اقیانوس آبی Blue Ocean Strategy نوشته W. Chan Kim و Renée Mauborgne (انتشارات هاروارد بیزنس اسکول، ۲۰۰۵) تدوین شده است.

برای دیدن بخش های دیگر خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی میتوانید از لینک های زیر استفاده کنید:

  1. خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (بخش اول)
  2. خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (بخش دوم)
  3. خلاصه کتاب استراتژی اقیانوس آبی (بخش سوم)

برای دیدن خلاصه کتاب های حوزه کسب و کار، میتوانید روی دکمه زیر بزنید و آنها را مرور کنید:

اگر شما هم در حال راه اندازی و تاسیس یک کسب و کار بوده و یا قصد دارید معماری و مدل کسب و کار خودتان را تغییر داده و متحول کنید تا درآمدهای جدیدی را خلق کنید، پیشنهاد میکنم به صفحه اصلی آموزش مدل کسب و کار مراجعه کنید و نگاهی به مطالب گردآوری شده داشته باشید.

آموزش طراحی بیزینس مدل - طرح کسب و کار (Business models) معرفی بیزینس مدل های موفق و پردرآمد - معرفی نمونه های موفق ایرانی وجهانی - آموزش روش استفاده از این مدل ها (چه برای شروع کسب و کار و چه برای توسعه کسب وکاری که دارید)

من سجاد سلیمانی هستم، استراتژیست و مدرس و مشاور کسب و کار، یکسری مطالب تخصصی از جمله مقاله / کتاب / فیلم و مستند، نمونه های موفق ایرانی و جهانی و ابزارهای نوین طراحی و معماری کسب و کار را در قالب معماری و مدل کسب و کارهای موفق (Business Models) آماده کرده ام که اگر روی دکمه کلیک کنید به همه آنها دسترسی خواهید داشت:

آخرین بیزینس مدل های موفق بررسی شده:

آخرین نوشته های مرتبط با بیزینس مدل:

آخرین کارگاه های آموزشی مرتبط:

    اگر تمایل دارید کارگاهی با این عنوان برای مجموعه یا اعضای خانواده کسب و کاری شما برگزار شود، میتوانید با درخواست آن را در ادامه ثبت کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.